فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٨ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى - اجاره (١)
تصريح كردهاند. (١٢) واضح است كه وقتى موجر مىگويد: «بعتك هذه الدار؛ اين خانه را به تو فروختم»، منعى ندارد كه مرادش ابراز تمليك منفعت باشد، بدين معنا كه كلمه بيع در تمليك به كار رفته و كلمه «منفعت» در تقدير گرفته شده و شخص عاقد با اين جمله، اعتبار نفسانى خود (تمليك منفعت خانه) را ابراز مىكند. نهايت امر، اين ابراز او يك استعمال نامأنوس است و نياز به معونه و عنايت خاصى دارد. اينان اين مبناى مورد قبول و تسالم مشهور فقيهان (١٣) را قبول ندارند كه انشاى عقدى با الفاظ عقدى ديگر حتى با قصد و اراده آن، صحيح نيست.
سيد يزدى، بين استعمال جمله «بعتك سكنى الدار» و جمله «بعتك هذه الدار» تفصيل داده است. ايشان استعمال جمله اول را در انشاى عقد اجاره، به دليل وجود قرينه عرفيه واضح، صحيح مىداند، به خلاف جمله دوم كه استعمال آن را در انعقاد عقد اجاره، صحيح نمىداند (١٤)؛ زيرا در اين صورت چارهاى جز تقدير گرفتن كلمه «منفعت» نيست، در حالى كه لفظ بيع، صراحت در اراده تمليك عين دارد؛ بنابراين، چنين استعمالى از ديد عرف مرسوم و معمول نيست، بلكه شبيه به استعمال غلط است و ابراز معناى مقصود در باب انشا با چنين استعمالاتى حاصل نمىشود.
همچنين در جواز انشاى عقد اجاره با لفظ عاريه، بين فقها اختلاف است؛ مانند اينكه موجر بگويد: «اعرتك هذه الدار شهراً بكذا، اين خانه را به شما به مدت يك ماه به فلان مبلغ عاريه دادم» و معناى اجاره را از اين عبارت اراده كرده باشد.
(١٢) مستند العروة (اجارة)، ص٢٢ ـ ٢٤ و عروة الوثقى، ج٥، ص٩، تعليقه عراقى، مجمع الفائدة و البرهان، ج١٠، ص١٠-٩، حدائق الناضره، ج٢١، ص ٥٣٤ و٥٣٢.
(١٣) جامع المقاصد، ج٧، ص٨٣، مسالك الافهام، ج٥، ص١٧٢؛ عروة الوثقى، ج٥، ص٩، تعليقه نايينى و گلپايگانى .
(١٤) عروة الوثقى، ج٢، ص٥٧٥.