فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٣ - طلاق معلق و سوگند بر طلاق جعفر سبحانى
همسرش را نگه دارد و مشكلى نيست . سپس امام رو به مردم كرد و فرمود: سبحان الله به زن مىگويند با وجود داشتن شوهر، ازدواج كند.
دليل قائلان به صحت: دليل قائلان به صحت سوگند بر طلاق، همان چيزى است كه پيشتر در طلاق معلق گفتيم و آن اينكه كسى كه چنين سوگندى ياد كرده، در واقع به چيزى (در صورت تحقق شرطى) ملتزم شده است، بنابراين بايد به آنچه ملتزم شده است عمل كند؛ مثلاً سوگند ياد كرده كه اگر همسرش با فلانى صحبت كرد، مطلقه است، لذا در صورتى كه همسرش با فلانى صحبت كرد، او هم بايد به مطلقه بودن همسرش پايبند باشد.
اين دليل، تعبيرى ديگر از استدلال به حديث نبوى «المسلمون عند شروطهم» است. پيشتر گفتيم كه براى اثبات صغرى، نادرست است. معناى سخن پيامبر(ص) اين است كه مسلمانان بايستى به شروطى كه اشتراط آنها در عقد صحيح است، پايبند باشند، نه به شروطى كه در اصل صحت اشتراط آنها در عقد، ترديد است.
براى صحت سوگند در طلاق، به اجماع هم استدلال شده است، چنانكه «سبكى» در «الدرة المضيئه» چنين ادعايى كرده است. اما در مسئلهاى كه بين صحابه و تابعين مورد اختلاف است، چگونه مىتوان ادعاى اجماع كرد؟
وضعيت زن در فاصله سوگند طلاق و تحقق شرط
اگر گفتيم كه سوگند برطلاق باطل است و گفتن و نگفتن آن فرقى ندارد، در نتيجه زنى كه چنين سوگندى براى او ياد شده، همسر شوهرش است، خواه شرط، تحقق يابد يا تحقق نيابد. براين اساس، اين بحث بيشتر شبيه سالبه به انتفاء موضوع است.
اما اگر گفتيم كه سوگند بر طلاق صحيح است و زن در چنين طلاقى با تحقق