فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٢ - طلاق معلق و سوگند بر طلاق جعفر سبحانى
سال مطلقه هستى» يا «تو هنگام بازگشت حاجيان مطلقه هستى»، با اين بيان زن نه نگهدارى شده و نه رها شده تا عدهاش پايان يابد؛ چون ممكن است شرط محقق نشود، پس رابطه زوجيت همچنان باقى بماند.
دليل چهارم: بلاتكليف بودن: عنايت اسلام به نظام خانواده كه ازدواج و طلاق، اساس آن است، اقتضا مىكند كه ازدواج وطلاق، امرى منجز باشد نه معلق و مشروط؛ زيرا معلق گذاشتن ازدواج يا طلاق با چنين امر مهمى مناسبت ندارد. خداوند فرموده است:
{ولن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلا تميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة و ان تصلحوا و تتقوا فانّ اللّه كان غفوراً رحيماً } ؛(١٣)
و هرگز نمىتوانيد ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هرچند كوشش كنيد، ولى تمام تمايل خود را متوجه يك طرف نسازيد كه ديگرى را به صورت بلاتكليف در آوريد و اگر راه اصلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است.
خداوند متعال، زنى را كه شوهرش حق او را پرداخت نكرده، به زن بلاتكليفى تشبيه كرده كه نه شوهردار است و نه بى شوهر. زنى كه به صورت مشروط و معلق ازدواج كرده يا طلاق داده شده نيز چنين است، نه همسر دارد و نه بى همسر است.
دليل پنجم: اجماع امامان اهل بيت(ع): از مجموع رواياتى كه در اين مسئله وارد شده استفاده مىشود كه امامان اهل بيت(ع) بر بطلان طلاق معلق اتفاق نظر دارند. بكيربن اعين از امام باقر يا امام صادق (ع) نقل كرده است:
ليس الطلاق إلاّ أن يقول الرجل لها ـ و هي طاهر من غير جماع ـ: أنت طالق، ويشهد شاهدى عدل وكل ما سوى ذلك فهو ملغى، (١٤)
(١٣) سوره نساء، آيه ١٢٩.
(١٤) وسائل الشيعه ، ج ١٥، باب ١٦ از ابواب مقدمات و شرايط طلاق، ح ١.