فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٧ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى - اجاره (١)
اجاره باشد، محقق مىشود.
در اين كه عقد اجاره با الفاظ ساير عقود مانند بيع و عاريه منعقد مىشود يا نه، بين فقها اختلاف است. محقق (٤) و علامه حلى (٥) و برخى ديگر (٦) تصريح كردهاند كه اگر موجر بگويد «بعتك الدار، اين خانه را به شما فروختم» و قصد اجاره كند، عقد اجاره منعقد نمىشود؛ زيرا لفظ بيع در خصوص نقل و انتقالات اعيان به كار مىرود و استعمال آن در نقل و انتقال منافع به صورت مجاز هم در نزد عرف مستهجن است.قول مشهور نيز همين است (٧)، بلكه از ظاهر عبارت علامه در تذكره، ادعاى اجماع فهميده مىشود (٨).
امّا از عبارت علامه در تحرير (٩) بر مىآيد كه اين مسئله مورد اختلاف است.
محقق حلى نيز در مسأله ترديد كرده است. (١٠) منشأ ترديد اين است كه موجر با لفظ مذكور، تصريح به اراده نقل منفعت كرده است و از آن جايى كه بيع و الفاظ آن، مفيد نقل منفعت نيز ـ هر چند به تبع نقل عين ـ هست، لفظ مذكور مىتواند در عقد اجاره به كار رود. (١١)
برخى از متأخران و معاصران با استناد به اين كه انشا، ابراز اعتبار نفسانى است نه ايجاد معنا به واسطه لفظ ـ چنانكه مشهور بر آنند ـ به انعقاد عقد اجاره با الفاظ بيع
(٤) شرايع الاسلام ، ج٢، ص١٧٩.
(٥) قواعد الاحكام ، ج٢، ص٢٨١ و ارشاد الأذهان، ج١، ص٤٢٢.
(٦) اللعمه، ص١٥٥؛ الروضة البهية، ج٤، ص٣٢٨؛ مسالك الافهام، ج٥، ص١٧٣؛ جامع المقاصد، ج٧، ص٨٣ و جواهر الكلام، ج٢٧، ص٢٠٥.
(٧) حدائق الناضره، ج٢١، ص٥٣٣.
(٨) تذكرة الفقهاء، ج٢، ص٢٩١.
(٩) تحرير الاحكام، ج٣، ص٦٨.
(١٠) شرايع الاسلام، ج٢، ص١٧٩.
(١١) مسالك الافهام، ج٥، ص١٧٣ و عروة الوثقى، ج٥، ص٩.