فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٠ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
«س: قطع اعضاى رييسه از شخصى كه دچار مرگ مغزى شده است در صورتهاى زير چه حكمى دارد؟
١. مغز از كار افتاده ولى قلب همچنان كار مىكند و حيات نباتى ادامه دارد؟
٢. مغز و قلب صد درصد از كار افتاده ولى به كمك دستگاه تنفسى حيات نباتى ادامه دارد؟
جواب: بسمه تعالى، اگر قطع موجب مرگ او نيست و حفظ نفس محترمى موقوف بر آن باشد، مانع ندارد.»
روشن است كه در نقل مذكور، جمله شرطيه در اول عبارت را حذف كردهاند در حالى كه تمام مطلب در همين جمله است؛ زيرا جواز قطع اعضا را مشروط به اين كردهاند كه سبب مرگ نشود، يعنى ظهور كلام ايشان مخصوصاً با توجه به تصريح ايشان در پاسخ به سؤال ديگرى در مورد مرگ مغزى كه گفتهاند: «با صرف مرگ مغزى، مردن صدق نمىكند والله العالم (١٠)» اين است كه فرد دچار مرگ مغزى مرده محسوب نمىشود. به همين دليل، جواز قطع اعضاى او را به عدم مرگ او مشروط كردهاند. بنابراين، قطع اعضاى رييسه وى جايز نخواهد بود؛ چرا كه سبب مرگ او مىشود.
همچنين در كتاب «اجوبة الاستفتائات» مسأله ١٢٩٢ در پاسخ به سؤالى راجع به استفاده از اعضاى افراد دچار مرگ مغزى به اين مطلب تصريح مىفرمايند:
«اگر استفاده از اعضاى بدن بيمارانى كه در سؤال توصيف شدهاند براى معالجه بيماران ديگر باعث تسريع در مرگ و قطع حيات آنان شود، جايز نيست. در غير اين صورت، اگر عمل مزبور با اذن قبلى وى صورت بگيرد و يا نجات نفس محترمى متوقف بر آن عضو مورد نياز باشد، اشكال ندارد».
مقام معظم رهبرى در پاسخ به استفتايى در مورد مرگ مغزى چنين مىفرمايد:
(١٠) گنجينه استفتائات قضايى.