فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٨ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
٦. قضاى روزه : اگر شخصى مدتى در حالت اغما باشد نمازهايى كه در اين مدت فوت شده قضا ندارد ولى روزههاى آن قضا دارد. آيا در مرگ مغزى نيز قضاى روزههايى كه فوت شدهاند، بر پسر بزرگتر او واجب است؟
٧. حفظ جان: آيا حفظ جان او و اتصال دستگاههاى مختلف كه بعضاً هزينههاى سنگينى را بر اوليا تحميل مىكند، واجب است؟ و بعد از اتصال دستگاهها، جدا كردن آن حرام است؟
٨. قصاص وديه : مهمترين اين آثار، مسأله قصاص و ديه است؛ يعنى آيا قطع اعضاى شخص دچار مرگ مغزى (مخصوصاً اعضاى رييسه)، براى پيوند به ديگرى موجب قصاص يا ديه مىشود؟ و قطع اعضاى رييسه او قتل محسوب مىشود؟ به عبارت ديگر، در صورتى كه كسى جنايتى عمدى يا غير عمدى بر فرد دچار مرگ مغزى انجام دهد، احكام جنايت بر مرده بر عمل او بار مىشود يا احكام جنايت بر زنده؟
مهمترين مسألهاى كه ارتباط بيشترى با بحث ماهيت مرگ مغزى دارد، قطع اعضاى رييسه فرد مبتلا به مرگ مغزى (مثل قلب و كبد)، و جدا كردن دستگاههاى نگهدارنده و تسريع در مرگ قطعى او است كه بايد آن را از ديدگاه فقه و حقوق بررسى كرده و ماهيت مرگ مغزى و رابطه آن با حيات و موت را تبيين كنيم؛ چرا كه ريشه تمام آثار مذكور، مبتنىبر بحث ماهيت مرگ مغزى است؛ زيرا اگر ثابت شود كه اين افراد مرده يا در حكم مرده هستند، تمام آثار موت از قبيل جواز قطع اعضاى رييسه (براى قايلين آن) ، عدم مالكيت ، انتقال اموال به ورثه، وجوب دفن و كفن و غسل مسّ ميت و... را خواهند داشت و اگر ثابت شود كه اين افراد زنده هستند، تمام آثار حيات را خواهند داشت؛ اگرچه بعضى از فقها در هر دو صورت نيز، نسبت به ترتب آثار تفصيل قائل شدهاند.