فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٤ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
استفتايى وجود داشته باشد، نيز بايد دقيقاً سؤال و جواب بيان شود تا معلوم شود كه آيا ايشان نسبت به قطع اعضاى رييسه هم قائل به جواز بودهاند يا خير؟
سعى و تلاش برخى براى جايز نشان دادن قطع اعضاى فرد دچار مرگ مغزى، به اين سبب است كه مىخواهند به مقتضاى ادله احتياط در دماء و نفوس، جان بيماران محتاج به عضو را نجات دهند در حالى كه اين احتياط شامل هر دو طرف قضيه مىشود؛ زيرا در مورد شخص دچار مرگ مغزى هم احتياط در دماء و نفوس را بايد مراعات كرد. يكى از اين نوع تلاشها اين است كه على رغم فتوا به حرمت، سعى در مخدوش جلوه دادن سؤال و ناقص بودن آن مىكنند. به اين عبارت در مورد فتواى آية الله فاضل لنكرانى مبنى بر عدم جواز قطع اعضاى شخص دچار مرگ مغزى، توجه كنيد:
«استفتا كننده در موضوع شناسى مسأله، به علت كار كردن قلب اشاره نكرده و فقط گفته موقتى است و حال آن كه شايسته بود بگويد كار قلب به وسيله دارو ادامه دارد و حركات قلب مصنوعى است و از مغز فرمان نمىگيرد، به همين دليل اين فقيه بزرگوار فرموده است برداشتن اعضا مشكل است ...» (٢٢).
اين توجيه در حالى است كه بر فرض كه آية اللّه فاضل لنكرانى (ره) هيچگونه اطلاعى راجع به مرگ مغزى نداشته باشد، در متن استفتا علاوه بر توضيح كامل نسبت به وضعيت مرگ مغزى ، با عباراتى مانند: «ضربان خود كار قلب» و «ضربان به كمك دستگاه تنفس مصنوعى»، به مطلب مورد نظر كاملاً تصريح شده، در اين استفتا چنين آمده است:
«تعدادى از بيماران به دليل ضايعات مغزى غير قابل بازگشت و غير قابل جبران، فعاليتهاى قشر مغز خود را از دست داده، در حالت اغماى كامل
(٢٢) معاونت آموزش قوه قضاييه، سلسله پژوهشهاى فقهى - حقوقى(١٤) پيوند اعضاى بدن انسان، نشر قضا، چاپ اول، قم، بهار ١٣٨٨، ص١٤١.