فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٩ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
ديدگاه دوم: الحاق حيات غير مستقر به حيات مستقر
بعضى ديگر از فقها تفاوتى در احكام و آثار بين حيات مستقر و غير مستقر قائل نشده اند:
١ـ حيات غير مستقر در ارث
علامه (٧٨) مىفرمايد:
«وأمّا الوارث فانّما يملك بموت المورّث لا بصيرورة حياته غيرمستقرة...».
ايشان ارث را تابع مرگ حقيقى مورّث مىداند و از بين رفتن حيات مستقر را براى ارث بردن ورثه، كافى نمىداند؛ يعنى يكى از آثار مرگ را كه ارث است ، بر حيات غيرمستقر مترتب نمىكند، بنابراين طبق نظر ايشان، در مسأله ارث، حيات غير مستقر ملحق به حيات مستقر است.
٢ـ حيات غير مستقر در جنين
شهيد ثانى در شرح لمعه (٧٩) مىفرمايد:
الحمل يورث (إذا انفصل حياً) مستقر الحياة (أو تحرك) بعد خروجه (حركة الاحياء) ثمّ مات.
يعنى اگر نوزاد در حالى كه حيات مستقر دارد به دنيا بيايد و يا بعد از به دنيا آمدن مانند زندهها حركت كند و بعد بميرد، ارث مىبرد. از اين عبارت شهيد چنين بر مىآيد كه حيات يا مستقر است و يا غير مستقر و حيات غير مستقر هم به دو گونه است يا مىتواند حركتى مثل گريه كردن و يا دست و پازدن و ...انجام دهد يا نمىتواند، اگر نوزاد مستقر الحيات به دنيا بيايد و اگر غير مستقر الحيات به دنيا آمد ولى حركتى مانند گريه كردن و دست و پازدن انجام دهد، ارث مىبرد و الاّ ارث نمىبرد.
(٧٨) تذكرة الفقهاء ،ج٥ ،ص٣٢.
(٧٩) شرح لمعه، ج٨، ص٢٠٩.