فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٥ - بررسى ماهيت مرگ مغزى و آثار فقهى و حقوقى آن رضا محمدى كرجى
بوده و به تحريكات داخلى و خارجى پاسخ نمىدهند، ضمناً فعاليتهاى ساقه مغز خود را نيز از دست داده، فاقد تنفس و پاسخ به تحريكات متفاوت نورى و فيزيكى مىباشند. در اين گونه موارد، احتمال بازگشت فعاليتهاى مورد اشاره، مطلقاً وجود ندارد. بيمار داراى ضربان خودكار قلب بوده كه ادامه اين ضربان هم موقتى و تنها به كمك دستگاه تنفس مصنوعى به مدت چند ساعت و حداكثر چند روز مقدور مىباشد. اين وضعيت در اصطلاح پزشكى «مرگ مغزى» ناميده مىشود. از طرفى، نجات جان عده ديگرى از بيماران منوط به استفاده از اعضاى مبتلايان به مرگ مغزى است. با عنايت به اين كه اين اشخاص فاقد تنفس، شعور، احساس و حركت ارادى هستند و هيچ گاه حيات خود را باز نمىيابند، مستدعى است ارشاد فرماييد:
١. آيا در صورت احراز شرايط فوق، مىتوان از اعضاى افراد مبتلا به مرگ مغزى براى نجات جان بيماران ديگر استفاده كرد؟
٢. ....
پاسخ : برداشتن اعضاى افرادى كه به علت سكته مغزى يا تصادف، از لحاظ پزشكى اميدى به زنده ماندن آنان نيست، ولى قلب آنها از كار نيفتاده است، مشكل است، خصوصاً قلب را كه هنوز از كار نيفتاده، اگر بردارند بعيد نيست كه صدق قتل كند، ولّى نسبت به ساير اعضا اگر حفظ جان مسلمانى متوقف بر برداشتن آنها باشد، (و راه منحصر به آن باشد (٢٣)) مانعى ندارد.» (٢٤)
(٢٣) عبارت (و راه منحصر به آن باشد) در تصوير متن دستخط ايشان در آدرس ذيل موجود است:(فتاحى معصوم، سيد حسين، مجموعه مقالات و گفتارهاى دومين سمينار ديدگاههاى اسلام در پزشكى /برگزار شده در دانشگاه علوم پزشكى مشهد، دانشگاه علوم پزشكى مشهد، چاپ اول، ١٣٨٠ هـ . ش، ص٧٦٢.
(٢٤) فاضل لنكرانى، محمد، جامع المسايل، ج١، ص٦١٢، سؤال٢١٤١.