فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٢ - زمين موات آیت الله غلامرضا رضوانى
به فرض كه بپذيريم عبارت «أرض أهل الذمّة» ظهور در ملكيّت داشته باشد؛ يعنى به قرينه روايت هايى كه در آنها از فروش آن اراضى سوءال شده است، بفهميم كه آن زمينها ذاتاً خراجى هستند؛ (١٧) در اين صورت مىگوييم: روايت امام صادق (ع) «ايّما قوم أحيوا شيئاً من الارض و عملوها فهم أحقّ بها و هي لهم» (١٨) نوع خاصى از زمينها را بيان مىكند كه غير از زمينهاى مواتى است كه در سخن پيامبر (ص) ذكر شده است. علاوه بر اينكه «لام» خود به خود در ملكيّت ظهور دارد، قرينه مقاميّه نيز همين ملكيّت را مىرساند. بنا بر اين مورد اين روايت، زمين موات است و به مقتضاى روايات انفال (١٩) كه بدانها اشاره شد، زمين موات جزو انفال است مال خدا و پيامبر (٢٠)است. پس «مَن أحيا أرضاً مواتاً فهي له» (٢١) همانند سخن كسى است كهبگويد: هركه گم شده ام را باز يابد فلان مبلغ از آنِ او خواهد بود.
اشكال اين سخن آن است كه در عبارت فوق، شاهد اين است كه گوينده جعاله به گم شده اش مىرسد و هدف وى همين است. او در عوض رسيدن به هدف خود مقدارى از مالش را به يابنده مىدهد و اين امر ظهور در مبادله و معامله دارد و از اين رو ظهور در ملكيّت خواهد داشت و هيچ ربطى به حديث مذكور ندارد، همانند آنچه در بحث انفال درباره معناى تحليل و اباحه گذشت.
تعارض روايت كابلى با اخبار و روايت هاى باب، منوط به دو امر است: اوّلا، روايت كابلى مسأله مورد بحث را در بر گيرد. ثانياً ، قابل تخصيص نباشد. هر دو مسأله جاى بحث و گفتگو دارد؛ بلكهروايت مذكور، هم قابل تخصيص است و هم مسأله مورد
(١٧)وسائل الشيعه،ج١٧،ص٣٧٠،ابواب عقد البيع و شروطه،باب٢١،حديث٨ وسائل الشيعه،ج١٥، ص١٥٩،باب٧٢،حديث٧.
(١٨)وسائل الشيعه،ج٢٥،ص٤١٢،ابواب احياء الموات،باب١،حديث٤.
(١٩)همان،ج١٥،ص١٥٩،ابواب جهاد العدوّ،باب٧٢،حديث٤ . وج٩، ص٥٢٤، ابواب الانفال،باب١،حديث٤و١٧.
(٢٠)همان،ص٥٢٦،حديث١٠و١١.
(٢١)همان،ج٢٥،ص٤١٢،ابواب احياء الموات،باب١،حديث٥.