فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٨٤ - شرط خيار در وقف محمد رحمانى
مفهوم شرط در نگاه لغت شناسان
بگمان كلمه (شرط) در دانشهاى گوناگون به كار رفته و در هر يك از آنها كاربردى ويژه و مفهومى مستقل از معانى ديگر دارد محقق نراقى در اين باره مىنويسد:
اعلم ان للشرط اطلاقات ثلاثه: احدها الشرط النحوى، وهو مايدخله احد ادواته والثانى الشرط الاصولى وهو مايلزم من عدمه عدم المشروط، ولايلزم من وجوده وجوده... والثالث الشرط اللغوى وهو مايلزم به الغير ويلتزم به. (٢٢)
شرط سه كاربرد دارد:
نخست شرط در علم نحو و آن چيزى است كه يكى از ادوات شرط بر آن وارد شود. دوم شرط در علم اصول و آن چيزى است كه از نبودنش نبود شروط لازم آيد و ليكن از بودش بود مشروط لازم نمىآيد. سوم شرط لغوى و آن عبارت است از جيزى كه با آن ديگرى ملزم و ملتزم گردد. از آنجا كه تحقيق از مفهوم شرط در تمامى علوم از حوصله اين نوشته خارج است تنها به نقد و بررسى مفهوم شرط از نگاه اهل لغت و اصطلاح فقها بسنده مىشود.
خليل بر اين باور است كه معناى شرط در نظر عرف معلوم است او مىنويسد:
الشرط معروف فى البيع والفعل: شارطه فشرط له على كذا وكذا يشرط له. (٢٣)
صاحب لسان العرب نيز همانند خليل شرط را به معناى آنچه كه موجب الزام و التزام در بيع و همانند آن مىشود دانسته و مىنويسد:
الشرط معروف... والشرط: الزام الشى والتزامه فى البيع و نحوه. (٢٤)
(٢٢)محقق نراقى، عوايد الايام، صم١٢٧، مركز الابحاث والدراسات الاسلاميه.
(٢٣)خليل فراهيدى، ج٦، ص٢٣٤، منشورات دارالهجره.
(٢٤)ابن منظور، لسان العرب، ج،٢، ص٢٩٨١.