فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٠٩ - نگرشى بر فقه سيد مرتضى سيدمهدى طباطبائى
با پاىبند نگشتن به نصوص اخبار، به تفريع (٨) و تطوّر در فقه دست زد و زمينه بروز اجتهاد مصطلح را در ميان اماميّه پىريزى نمود. در اين زمينه صاحب روضات الجنات مىگويد:
انّه (قدس سره) كان اُصوليّاً بحتاً، ومجتهداً صرفاً، قليل التعلّق بالاخبار، كثير الاستدلال بالادلة العقلية المتفقة مع الكتاب والسنة، فلاضرو أن يكون من مجتهدي الفقهاء وفقهاء المجتهدين. (٩)
او باز گفته است:
إنّه أوّل من فتح أبواب التدقيق والتحقيق، واستعمل في الادلّة وتشقيقها النظر الدقيق. (١٠)
او ادلّه فقهى خود را چيزهايى معرفى مىكند كه مفيد علم و يقين باشند (١١) و در تطبيق نيز كاملا بر رعايت اين اصل دقت مىكند. در اين جا ردّپاى مبانى كلامى وى را به وضوح مشاهده مىكنيم؛ به طورى كه اين مسلك (يعنى اعتماد به ادلّه علمآور) حتى در انديشههاى اصول شناختى نيز رسوخ نمود و تا زمان محقّق حلّى رحمة اللّه عليه ادامه يافت؛ تا اين كه به وسيله او از اعتبار افتاد. (١٢)
ادلّه مورد تمسّك سيّد، و مبانى فقاهتى او عبارت است از:
١. ظواهر آيات
سيّد مرتضى ظواهر را حجت علم مىداند؛ (١٣) تا جايى كه دليل قطعى اجماعى يا
(٨)نمونههايى از تفريعات فقهى او مواردى است كه ايشان تصريح مىكند كه نصّى نيافته.
(٩)روضات الجنات، ج٤، ص٣٠١.
(١٠)همان، ص٣٠٠.
(١١)ر.ك: المسائل التبانيات (رسائل الشريف المرتضى) ج١، ص٧تا١٠.
(١٢)منظور اين است كه فقها دليل حجيت قواعد و اصول فقه را نيز دليل عقل يا نقل متواتر قرار مىدادند. مثلا استصحاب يا برائت را اماره نمىدانستند؛ بلكه ادلّه مبتنى بر عقل اعتبار مىكردند. ر.ك: الشهيد الصدر، المعالم الجديدة للاصول، ص٤٩.
(١٣)ر.ك: الانتصار، ص٥٠٠.