فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٩ - نظريه حق الطاعة سيدعلى اكبر حائرى
سرايت دهيم؛ زيرا اختصاص حق طاعت ساير موالى به تكاليف قطعى، اگر به حسب جعل عقلايى باشد نه ادراك عقلى، مقتضاى تعدّى و سرايت آن است كه خداوند متعال در اين جعل، شريك عقلا باشد؛ چه، خداوند سيد و جلودار عقلا به حساب مىآيد.
نهايت چيزى كه از اين مطلب عايد ما مىشود اثبات برائت شرعى است نه عقلى.
ثانياً: حتى اگر بپذيريم كه حق اطاعت ساير موالى به حسب ادراك عقل عملى محض، اختصاص به تكاليف قطعى دارد،پس مقتضاى اينكه خداوند سيد و جلودار عقلا است اين است كه او با عقلا در اين ادارك عقلى سهيم است؛ به اين معنا كه همان گونه كه عقلا با عقل عملى شان اختصاص حق طاعت ساير موالى را تنها به تكاليف قطعى دريافته اند، خداوند متعال نيز اختصاص حق اطاعت ايشان به تكاليف قطعى را دريافته است.
اين سخن مستلزم آن نيست كه حق خداوند نيز به چنين تكاليفى اختصاص يابد،چه، ممكن است عقلا شروط حق طاعت الهى از حق طاعت ساير موالى متفاوت باشد.
به خاطر اين دو جهت صحيح مىنمايد كه ادعا كنيم صرف اينكه خداوند سيّد و جلودار عقلا است، توجيه گر آن نيست كه ما از ـ مولويت عرفى عقلايى ساير موالى به مولويت خداوند تعدّى كرده و در باره حق طاعت الهى وصول قطعى تكليف را به عنوان شرط اين حق اعلام نماييم.
بيان استاد آصفى
شايد به خاطر همين دو جهت باشد كه استاد علامه شيخ محمد مهدى آصفى ـ حفظه الله ـ وجه جديدى را پيشنهاد كرده، تاسرايت ـ مولويت عرفى عقلايى ساير موالى به مولويت خداوند متعال را توجيه كند و اثبات كند كه حق طاعت مشروط به اين است كه تكليف به صورت قطعى[به دست مكلف [رسيده باشد. بيان ايشان را مىتوانيد در مقاله اى از ايشان تحت عنوان «دور الوحيد البهبهانى فى تجديد علم الاصول» (١٨) دنبال نماييد.
(١٨) اين مقاله در مجله فكر اسلامى، شماره سوم و چهارم و نيز مقدمه كتاب «الفوائد الحائرية» نگاشته وحيد بهبهانى(ره) چاپ مجمع فكر اسلامى منتشر شده است.