فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٧ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت (٢) آیت الله سيدمحسن خرّازى
نيست. همچنين موارد مشابه ديگر.
بلى؛ ممكن است گفته شود، ايجاد ووجود در حقيقت يك چيزند و تنها از جهت اعتبار با هم متفاوت مىشوند؛ زيرا كارى كه از سوى فاعل انجام مىگيرد نسبت به او ايجاد است اما نسبت به شىء قابل، وجود است، بنا بر اين اگر ايجاد حرام است، وجود نيز حرام مىباشد.
ازاين اشكال ـ چنان كه درمصباح الفقاهه آمده ـ مىتوان چنين پاسخ داد:
حرمت ايجاد گرچه ملازمه حرمت وجود است امّا بحث ما در وجود اوّلى نيست كه عين ايجاد يا لازمه ايجاد است، بلكه بحث دروجود در آن ثانى است كه عبارت از بقا و استمرار است. بديهى است كه بين حدوث و بقا نه حكماً و نه موضوعاً ملازمت و جود ندارد... به علاوه حتى اگر ما ملازمت بين مبغوضيت ايجاد و بين مبغوضيت وجود را بپذيريم، اين ملازمه تنها در باره فاعل تمام است، پس بر او واجب است كه تصوير حرام را نابود كند نه برديگرى؛ در حالى كه ادعا اين است كه اتلاف آن تصوير ِحرام برهمگان واجب است، بنابر اين دانسته شد كه دليل اخصّ از مدعا است. (٢٠)
افزون برآنچه گفته شد، دليل ما برحرمت نقاشى منحصر به مستفيضه نيست؛ زيرا چنان كه قبلا بيان شد،معتبره خصال و جز آن نيز دليل برحرمت بوده و اين ادله به آنچه مقتضاى مستفيضه است مقيد نشده اند. زيرا حكمت كه در مستفيضه آمده بسان علت نيست، تا بتواند اطلاق اين روايات را تقييد كند، هرچند بعيد نيست همان گونه كه استاد ما محقق داماد بيان كرده، مستفيضه را نيز معمم بدانيم.
نيتجه آن كه پاسخ از اشكال ملازمه بين حرمت ايجاد ووجود تصاوير، منحصر نفى اين ملازمه است و اگر ملازمه را بپذيريم بايد مدعى باشيم كه اتلاف و نابود كردن تصوير حرام تنها برعهده فاعل آن يعنى شخص نقاش است نه نگاهدارنده آن.
دليل دوم: صحيحه پيشين محمد بن مسلم است كه گويد: ازامام صادق (ع) درباره
(٢٠)مصباح الفقاهه،ج١،ص٢٣٤و٢٣٥.