فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٩ - زمين موات آیت الله غلامرضا رضوانى
غصبىكافى است.
چه بسا توهّم شود، از مفهوم «من أحيا أرضاً مواتاً فهي له» اذن معصومين (ع) حاصل است. چنانكه صاحب جواهر در مقام رد جامع المقاصد گفته است:
حق آن است كه ملكيّت از راه احياء مطلقاً حاصل شود و كسب اذن از امام حتّى در زمان حضور او لازم نيست چرا كه مصلحت، مقتضى آباد كردن اراضى است. (٣٩)
و ادّعا كرده است كه برخى از اخبار نيز ظهور در اذن دارد. وى مىگويد:
تذكره در باره موات مفتوح العنوه و موات زمان غيبت آورده است: اگر چه احياء در زمان غيبت صورت مىگيرد و سبب ملكيّت براى احياء كننده مىشود، امّا با توجّه به نامه امير الموءمنين (ع) اذن در اين جا حاصل شده است... اين احتمال مردود است كه اخبار صرفاً براى بيان سبب شرعى تملّك است و منافاتى ندارد كه ثبوت آن به شرايط ديگر بستگى داشته باشد. بدين معنا كه منافاتى بين اراده اذن امام و حصول شرايط ديگر وجود ندارد. (٤٠)
چنين ادّعايى قابل پذيرش نيست. زيرا اولا، حصول اذن و شرطيّت آن دو امر جداگانه اند صحّت اين ادّعا گرچه ثمره نزاع را از بين مىبرد، امّا شرطيّت اذن در سببيّت احياء براى تملّك شرعى را ثابت نمىكند.
ثانياً، طبق كدام يك از دلالت ها ثابت مىشود روايت «من أحيا أرضاً ميتةً فهي له» بر اذن دلالت ميكند؟ نصّ در مقام بيان اين است كهاحياء سبب شرعى ملكيّت است و محدوده دلالت آن اين است كه احياء كننده، به حكم شارع، مالك زمين مىشود. علاوه بر ين نه با دلالت مطابقى و نه با دلالت تضمّنى نمىتوان فهميد كه مفهوم «من أحيا أرضاً مواتاً» اين است هركس زمين مواتى را آباد كند، اذن امام را نيز به دست آورده است.
(٣٩)همان،ص١٦.
(٤٠)همان.