فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٦ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت (٢) آیت الله سيدمحسن خرّازى
ظاهراً نقاشى فرشته و جنّ به صورت حيوان ملحق است؛ بلكه قوّياً به نظر مىرسد، در جايى كه شخص صورت حيوان را كه در كلّ اجزا ـ نه در تك تك اعضا ـ و هيأت آنها با حيوانى موجود درخارج همسان است و به صورت خيالى تصور كرده و نقاشى مىكند، حكم حرمت دارد. (٢)
شاهد ومويّد ديدگاه صاحب جواهر اين است كه عموم ممنوعيت و حرمت نقاشى برجاى خود پابرجاست؛ زيرا آنچه از اين عموم خارج شده تنها نقاشى غير جانداران است و باقى افراد تحت عموم باقى خواهند ماند. از طرفى فرض اين است كه فرشته و شيطان عرفاً از موجودات داراى روح به شمار مىآيند.
مرحوم نراقى در مسند چنين آورده است:
در صدق صورت حيوان يا هر موجود داراى روح شرط نيست كه آنچه با آن شخصاً يا نوعاً از نظر عرف برابر است درخارج وجود داشته باشد؛ بلكه كافى است به گونه اى باشد كه از نظر عرف آن، صورت حيوان شد؛ زيرا معناى صورت حيوان يا موجود داراى روح، صورتى است كه به آن اختصاص دارد و مقصود مشايع بودن، معروف بودن و جريان عادت و عرف نسبت به اين اختصاص است.
بنابر اين اگر صورت حيوان را نقاشى كند كه وجود نوع آن درخارج نا شناخته باشد، امّا اگر با فرض وجود آن درخارج به آن عرفاً حيوان گويند، نقاشى آن حرام است. (٣)
استاد بزرگوار ما امام خمينى (ره) براين گفتار مرحوم نراقى چنين اشكال كرده است:
عمده درميان ادله حرمت نقاشى، مستفيضه اى است كه اين جمله را در بردارد: «يكلف أن ينفخ فيها وليس بنافخٍ.»... ظاهر اين مستفيضه آن است كه تصوير موجودى حرام است كه چگونگى ايجاد آن با نقاشى و دميدن روح
(٢)همان.
(٣)مستند الشيعه،ج٢،ص٣٣٨،چاپ سنگى.