فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٥ - حكم نقاشى و مجسمه سازى از نگاه شريعت (٢) آیت الله سيدمحسن خرّازى
ايجاد تصوير ممنوع است نه وجودآن؛ بنابر اين وجود تصوير، مبغوض نيست تا برداشتن آن واجب باشد. بلى ممكن است از سياق دليل يا ازطريق دليل خارجى بيابيم كه بين ايجاد و كار حرام و وجود آن ملازمه ا ست. چنان كه حرمت ايجاد نجاست درمسجد مستلزم آن است كه وجود نجاست نيز در مسجد مبغوض مولى باشد كه طبيعتاً لازمه اين مبغوضيت، برطرف كردن نجاست است. (١٧)
استاد بزرگوار ما امام خمينى(ره) براين بيان شيخ انصارى چنين اشكال كرده است:
وقتى اوامر يا نواهى به ماهياتى كه درخارج داراى ثبات و استمرارند تعلق پيدا مىكنند، متفاهم عرفى اين است كه اين ماهيت قارّه بالذات محبوب يا مبغوض مولى است. و مولى به خاطر آن كه وجود ثابت و مستمر آن ماهيت محبوبش بوده بدان فرمان داده و چون وجود ثابت و مستمر آن مبغوضش بوده از آن نهى كرده است و اذهان عرف به سوى ايجاد و وجود به نحو استقلال منتقل نمىشود... بنا بر اين مناط در رابطه بين وجود و ايجاد، فهم عرف است نه ملازمه عقلى.
از اين رو سخن شيخ اگر به نفى ملازمه عقلى باز گردد، باتفاهم عرفى منافات نداشته وبراى اثبات رابطه كافى است و اگر بازگشت اين سخن به انكار وردّ فهم عرف باشد سخن نادرستى است؛ زيرا چنان كه تبيين شد عرف بين ايجاد و وجود رابطه مىبيند.
آنگاه خود در مقام جواب برآمده گويد:
ليكن براين استظهار يك اشكال وارد است و آن اين كه محل بحث، از مواردى است كه قرينه قائم شده كه محرّم و مبغوض مولى، معناى مصدرى[يعنى ايجاد] است نه ماهيت به وجود استمرار اش؛ زيرا چنان كه قبلا بيان شد، عمده دليل برحرمت نقاشى، مستفيضه اى است كه در آن
(١٧)مكاسب،ج١،ص١٩٣.