فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٠ - نظريه حق الطاعة سيدعلى اكبر حائرى
امر بديهى از دست مىدهد؛ چنانكه چنين حادثه اى براى برخى از پرچمداران مكاتب فكرى در برخورد با مسأله بديهى استحاله جمع بين نقيضين رخ نموده است. در مقابل، اگر كسى محور نزاع را به نيكى دريابد و به ابعاد آن با دقت نظر افكند و به پاسخهاى شبهات و براهين پندارى در اين مسأله توجه نموده و به صورتى صحيح به حلّ آن ره يابد، بى ترديد ضرورتاً بسان ما به گستره حق اطاعت خداوند متعال گردن مىنهد و نظريه ءحق طاعت را امضا مىنمايد و به بطلان نظريه برائت عقلى كه اصطلاحاً به آن قاعده قبح عقاب بلابيان گفته مىشود، رأى خواهد داد.
ما در تحرير محل نزاع به ميزانى كه براى ما ممكن بود، كوشيديم ابعاد و حدود اين مسأله را روشن سازيم؛ آنچه اينك بر ما لازم است، اين است كه شبهات و برهانهايى را كه مدافعان برائت عقلى بدان تمسك نموده اند، ياد كنيم و با دقت پاسخى رسا بدان دهيم؛ تا غبار را از ادعاى نخست خود كه اين مسأله به حسب ادارك عقل عملى واضح بوده و از بديهيات است، بزداييم.
البته وقتى ما در صدد آنيم تا از شبهات و براهين طرفداران نظريه برائت عقلى پاسخ گوييم، اين بدان معنا نيست كه مىخواهيم برصحت نظريه حق طاعت، برهان اقامه كنيم؛ بلكه تنها هدف ما اين است كه مانع را از ادراك بداهت اين نظريه از سرراه انديشه برداريم.
دلايل برائت عقلى
برخى از مدافعان نظريه برائت عقلى پيش از بروز انديشه قبح عقاب بلابيان (١١) به دلايلى همچون «قبح تكليف بمالا يطاق» و «استصحاب حال عقل» تمسّك مىكردند، كه بطلان اين دلايل اينك نزد متأخّران واضح شده است؛ از اين رو ما از اطاله سخن در اين باره اجتناب مىكنيم. اما از هنگامىكه انديشه «قبح عقاب بلابيان» بروز پيدا كرد، تا به امروز، دلابه لاى را مىتوان از لابلاى گفتار قائلان اين نظريه به عنوان برهانبر برائت
(١١) براى توضيح بيشتر مىتوان به تاريخ عقلى ، كه شهيد صدر متعرض آن شده و استاد حائرى آنرا در جلد سوم از بخش دوم كتاب «مباحث الاصول»ص٦٤ ـ ٧١ آورده است مراجعه كرد.