فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦١ - نظريه حق الطاعة سيدعلى اكبر حائرى
همين راستا است؛ زيرا تمام اين اطاعتها در سايه فرمان الهى به اطاعت، لازم الاجرا مىشود، و در واقع اينها هر يك مصداقى از اطاعت الهى و درطول اطاعت الهى به حساب مىآيد و همان ارزش وقوت اطاعت الهى را به دوش مىكشد؛ هر چند ازنظر محدوه اطاعت با اطاعت الهى متفاوت اند؛ زيرا مثلا حق اطاعت از همسر تنها در محدوده اى خاصّ تحقق مىيابد، در حالى كه محدوده اطاعت خداوند مطلق و بدون حدّ و مرز است. (٢١)
اين بيان ايشان را نيز مىتوان تلاشى براى گريز از جهت دوّم از دو جهتى كه ما براى ردّ سرايت مولويت عقلايى به مولويت خداوند بيان داشتيم، ارزيابى نمود. ايشان از ضميمه ساختن امر دوم به امر نخست، به اين نتيجه رسيده است كه ما مىتوانيم حكم عقل مبنى بر مشروط بودن طاعت ساير موالى به رسيدن قطعى تكليف [به مكلف] را به حق اطاعت خداوند سرايت دهيم. به اين بيان كه:
از آنجا كه حق طاعت و مصدر آن واحد است، آنچه كه در حق اطاعت ساير موالى شرط است، درحق طاعت الهى نيز شرط مىباشد، و آنچه آنجا شرط نيست در باره خداوند نيز شرط نمىباشد؛ زيرا اين نمونه ها از طاعت يكسان است. (٢٢)
من بر اين باورم كه اين دو امر دو ركن اساسى دربيان استاد آصفى ـ حفظه الله ـ است كه مىخواهد به مدد آن شرط وصول قطعى به تكليف را از محدوده مولويت ساير موالى به محدوده مولويت خداوند سرايت دهد، با اين ادعا كه اوّلا: اين شرط عقلى است، ثانياً: حق اطاعت در هر دو محدوده از يك نوع است. بنا بر اين وقتى عقل در محدوده ساير موالى به اين شرط حكم كرده باشد، در محدوده مولويّت خداوند نيز چنين حكمى خواهد داشت، با اين بيان در شك در تكاليف شرعى، برائت عقلى جارى مىگردد.
(٢١) همان،ص١٢٩ ـ ١٢٠.
(٢٢) همان،ص١٣٠.