فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٥٠ - شيوه هاى دست يابى به فتواى قدما احمد مبلغى
ديدگاه خوانساريها
الف) آقا حسين خوانسارى،
ايشان هر چند سخنى به صراحت در موضوع عدول صدوق يا عدم آن نگفته ولى تصريح كرده است كه داب صدوق در فقيه نقل مضمون روايت به عنوان فتوا بوده است (٦) از اين سخن اعتقاد نداشتن او به عدول صدوق از تصميم خويش استفاده مىشود.
ب) آقا جمال خوانسارى،
ايشان نيز به عدول صدوق از تصميم خويش معتقد نيست او مىگويد:
ذكر فى اول الفقيه انه لم يقصدفيه قصد المصنفى ن فى ايراد جميع ما ورد بل قصد الى ايراد ما يفتى به ويحكم بصحته ويعتقدفيه انه حجه بينه وبين ربه تقدس ذكره. (٧)
صدوق در اول كتاب فقيه گفته است در اين كتاب نمىخواهد همانند ديگران به ذكر آنچه وارد شده، دست زند بلكه قصد دارد تنها رواياتى را ذكر كند كه به مضمون آنها فتوا مىدهد و به صحتشان حكم مىكند و آنها را حجت ميان خود و خداى متعال مىداند.
آقا جمال خوانسارى از جمله فقيهانى است كه فتوا دادن صدوق به مضمون روايت را در مواردى مىبينند كه صدوق قرينه اى بر عدم افتاء ارائه نكرده باشد قرائن عدم افتاء از نظر ايشان بعدا(در بحث حدود و ضوابط) خواهد آمد.
ج) آيه اللّه سيد احمد خوانسارى،
ايشان عدول را مىپذيرد و از آن به تخلف صدوق از آنچه در مقدمه كتاب گفته ياد مىكند ولى معتقد است از آنجا كه موارد اين تخلف اندك است ما نعى بر سر راه برگرفتن
(٦)مشارق الشموس، ص ٤٢٣ .
(٧)التعليقات على شرح اللمعه، ص ٢٦٥و٢٦٦ .