فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٤ - زمين موات آیت الله غلامرضا رضوانى
مقدّس اردبيلى آمده است:بعضى گفته اند: «وردان همان اباخالد كابلى است كه لقبش كنكر مىباشد.» (٢٥) البتّه احتمال اول صحيح است.
برخى از بزرگان، اباخالد كابلى اكبر را توثيق و تحسين كرده و ديگرى (اباخالد كابلى اصغر) توثيق نشده است. به خاطر اين ترديد نمىتوان براى اثبات مسأله به روايت مذكور تكيه كرد.
با توجّه به آنچه در باره روايت كابلى گفتيم، توهّم تعارض دو صحيحه عمر بنزيد (٢٦) با اخبار اين باب نيز پاسخ داده مىشود. چون صحيحه اول از سويى عام است و قابل تخصيص و از محل بحث خارج مىباشد؛ از سوى ديگر به اراضى خراجيه تعلّق دارد و كلمه «طسق» (٢٧) كه به معناى «ماليات مقرّر» مىباشد، در آن قرينه واضحى است بر اينكه مقصود، زمين خراجى است و اينكه زمينهاى خراجى پس از فتح به احياء كننده تعلّق دارد؛ اگر چه بعداً به طور عارضى باير شده باشد.
روايت دوم عمر بن زيد اگر چه صراحت در زمين موات دارد و مىگويد:
سمعت رجلا من أهل الجبل يسأل أبا عبداللّه (ع) عن رجل أخذ أرضاً مواتاً تركها أهلها فعمرها و كرى أنهارها وبنى فيها بيوتاً و غرس فيها نخلا و شجراً؛
شنيدم مردى كه از اهل جبل از امام صادق (ع) پرسيد: مردى زمين مواتى را كه صاحبش آن را رها كرده است، آباد و نهرهاى آن را لايروبى و در آن خانه بنا كرده و نخل و درختان ديگر در آن غرس كرده است. (٢٨)
امّا با توجّه به پاسخ امام صادق(ع) فهميده مىشود كه مراد از آن، زمين خراجى است همانند آنچه در روايت اول ذكر شد.
(٢٥)جامع الرواة،ج٢،ص٣٠٠.
(٢٦)وسايل الشيعه،ج٩،ص٥٤٨،ابواب الانفال،باب٤،حديث١٣.
(٢٧)صحاح اللغه،الجوهرى،ج٤،ص١٥١٧،ماده«طسق».
(٢٨)وسائل الشيعه،ج٩،ص٥٤٩،أبواب الانفال،باب٤،حديث١٣.