فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٧ - گفتگو (درباره شخصيت آيت اللّه سيداحمد خوانسارى )
حتى ادعاى اجماع مىشود، اجماع محصل نيست بلكه شهرتى است كه شايد اساسى هم ندارد. «رُبَّما شهرة لاأصل لها و رب مشهور لاأصل له».
بنا بر اين اجماع و شهرتهاى ادعايى را بايد ريشه يابى كرد. علاوه براين كه برفرض ثبوت شهرت به تنهايى قابل استناد نيست و نمىتواند دليل يك نظريه قرار گيرد. اين تفكر به فقيه جرأت مىدهد كه به آسانى نظريه اى را نپذيرد هرچند برآن ادعاى شهرت و يا اجماع شود.لذا مرحوم آقا سيد احمد در طهارت اهل كتاب برخلاف نظريه مشهور كه قائل به نجاست آنانند، مىفرمايد: اهل كتاب پاكند و در برابر مشهور مىايستد و ادلّه آنان را مورد مناقشه قرار مىدهد و هم چنين موارد ديگر.
استاد معرفت: البته مىتوان اين را به گونه اى ديگر مطرح كرد كه از ويژگيهاى فقه ايشان استقلال در رأى است و اين استقلال رأى در بسيارى موارد به مخالفت با نظريه مشهور مىانجامد. ولى اين نكته بايد مورد توجه قرار گيرد كه استقلال رأى داشتن غير از تك روى در فقه و بى اعتنايى به آراءفقهاى پيشين است؛ بلكه به عكس بايد ديدگاههاو انظار فقهى فقهيان گذشته مورد توجه قرار گيرد. به خصوص قدمايى از فقها و به ويژه اگر نظريه اى در بيان قدما مشهور باشد تأمّل و درنگ بيشترى مىطلبد و نمىتوان به سادگى از كنار آن گذشت و آن را ناديده گرفت. اين به معنى تقليد از گذشتگان نيست بلكه توجه به فهم درست سخنان آن بزرگان است. بعد از فهم خوب سخن آنان، آنگاه حاشيه و تعليقه بزنيم.
استاد لنگرودى: البته اين نكته را بايد در نظر داشت كه مخالفت با مشهور در مقام تحقيق و استدلال بود، نه در مقام فتوا؛ چون قلاده مردم را از طريق فتوا به گردن گرفتن، كار آسانى نيست. لذا شخصيتى مانند مرحوم