فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢٣٦ - گفتگو (درباره شخصيت آيت اللّه سيداحمد خوانسارى )
امّا به طور صريح نظر نمىدهد.
به بيان ديگر ايشان هم مانند مرحوم اردبيلى به نقد نظريّه مشهور مىپردازد امّا درمقام نظر و فتوا جانب احتياط را مىگيرد و فتوا به خلاف مشهور نمىدهد. لذا رساله عمليه ايشان با جامع المدارك فرق دارد.
نكته اى كه از نظر ما نيز بسيار حائز اهميت است اين كه چون مناقشات علمى و مبنايى چيزى است و فتوا دادن چيز ديگرى درمقام فتوا حتى الامكان بايد ازتفرّد وتك روى پرهيز كرد و با مشهور فقها به ويژه شهرت قدمايى مخالفت نكرد. چون فقهاى گذشته با قداست بيشتر و نزديكى به زمان معصوم(ع) و احاطه به روايات نظر مىداده اند. لذا مرحوم آيه الله بروجردى به شهرت قدما خيلى اهميت مىدادند و از آن كشف وجود نصّ مىكردند. امروزه در سطح جهان درميان عقلا و متفكران نيز چنين است كه به نظريات زبدگان و خبرگان فن كه به صورت نظريه مشهور درآمده اهميت مىدهند. هنر مجتهد اين است كه سخن مشهور را خوب بفهمد؛ دلايل نظريه آنان را درست بررسى كند و چراى پذيرش اين نظريه را بفهمدو تحقيق كند كه چرا آنان نظريه مقابل را نپذيرفته اند.
فقه اهل بيت : همان طور كه اشاره شد وقتى جامع المدارك را كه اثر گران سنگ فقهى تحقيقى ايشان است مورد توجه قرار مىدهيم درموارد بسيارى مىبينيم ايشان ديدگاه مشهور را مورد مناقشه قرار داده. آيا مىتوان ايستادگى در برابر نظريه ءمشهور را از ويژگى فقه ايشان به حساب آورد؟ اگر چنين است سرّ آن چيست؟
استاد شمس: سرّ اصلى مطلب اين است كه در بسيارى از موضوعات كه