فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٦ - نظريه حق الطاعة سيدعلى اكبر حائرى
سوگند به نام او از يكديگر چيزى مىخواهيد پروا كنيد و زنهار از خويشان مبريد؛ هرآينه خدا مراقب شماست.» (٩) [آيه نخست به ملاك نخست يعنى منعميّت ناظر است چنانكه آيه دوّم ملاك دوم يعنى خالقيّت را اثبات مىنمايد.[ . ما در اينجا نمىخواهيم وارد بحثهاى تفصيلى فلسفى و كلامى پيرامون كيفيت خلقت و انعام شويم؛ زيرا اجمالا بين مدعيان اصل برائت و قائلان اصل احتياط در اين جهت اختلاف نيست كه خداوند على الاطلاق خالق و منعم مىباشد. و اگر عنوان «منعم» بر انسانهاى نيكوكار اطلاق مىشود يا عنوان «خالق» بر كسى كه همچون پدر در ايجاد به معنايى خاص نقش دارد، حمل مىگردد، يا ازباب تطبيق مجازى است يا تطبيقى است كه با وجود بالاترين فرض، به صورت غير مطلق به كار رفته است. بنابر اين اين دو عنوان به صورت تطبيق حقيقى مطلق تنها بر خداوند متعال، صادق مىباشد. اما ازنگاه عقل عملى گفتگو از اين جهت خواهد بود كه آيا چنين درجه بالايى از منعميّت يا خالقيت درشأن خداوند متعال عقلا به مقتضاى وجوب شكر يا مقتضاى ملكيّت حقيقى اطاعت خداوند را تنها در خصوص تكاليفى كه از طريق قطعى به دست ما مىرسد واجب مىسازد، يا آنكه وجوب اطاعت حضرت حق را حتّى نسبت به تكاليف ظنّى و احتمالى به دنبال مىآورد؛ به اين معنا كه مبادرت به انجام تكاليف واجب است، چه از طرف خداوند در متن واقع صادر شده باشد يا نه؟
تنها مرجع ما در پاسخ به اين پرسش، عقل عملى است كه حفظ بالاترين حد ممكن از حرمت الهى و قيام به جميع لوازم احترام حضرت حق را چه بر مبناى «شكرمنعم» و چه بر مبناى «مالكيّت حق» ضرورى مىداند. پيداست كه بى ترديد از جمله مراتب احترام شخص و حفظ حرمت او، انجام هر كارى است كه احتمال مىرود مراد او باشد. بنا بر اين واجب است براى حفظ و پاسداشت مراتب احترام و تجليل كه عقلا در حق خداوند واجب است، نسبت به انجام هر تكليفى كه صدور آن را از جانب خداوند احتمال مىدهيم، مبادرت نماييم. مفهوم اين سخن آن است كه خداوند متعال به حسب ادراك عقل عملى بر ما حق اطاعت دارد و اين حق تنها به تكاليف قطعى منحصر نمىگردد، بلكه شامل كليه
(٩) نساء /١.