فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ٣٣٧ - ١٥٧٨ ١٥٩٣ ١٥٧٥ ١٥٨٥ ١٥٩٠ ١٦٠٥ ١٥٨٣ ١٦٠٤ ١٦٠٨ ١٦٠٤ ١٦٠٥ ١٥٩١ ١٥٧٥ ١٥٧٦ ١٦٠٢ ١٦٠٩ ١٦٠٨ ١٥٧٥ ١٦٠٤ ١٥٧٨ ١٥٨٦ ١٥٧٥ ١٦٠٥ ١٦٠٩      
[١]نور (٢٤)، آيه ٢
[٢]نساء (٤)، آيه ٢٥
عزيز برزنجى، عبداللطيف عبدالله، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية، جزء ٢، ص ٣٠٩ و ٣٢٢.
زهيرالمالكى، محمد ابوالنور، اصول الفقه، ج ٢، ص (٣١٦-٣١١).
تعارض قياس و قياس
تنافى ميان نتيجه دو قياس
تعارض قياس و قياس، به معناى تنافى ميان مدلول دو قياس است; براى مثال، علماى اهل سنت، همچون شافعى، درباره وجوب يا عدم وجوب شستن ريش در وضو دو ديدگاه دارند:
١. شستن ريش واجب است، زيرا حكم آن، مانند موى گونه ها است كه موى ثابت بوده و شستن آن واجب است;
[٢]شستن ريش واجب نيست، زيرا حكم آن، مانند حكم موهاى پشت گردن است كه شستن آن در وضو نه تنها واجب نيست، بلكه مستحب هم نيست
در تعارض دو قياس، موارد زير را مى توان در ترجيح يكى از آن دو بر ديگرى رعايت كرد:
١. قياسى كه موجب حرمت مى گردد، بر قياسى كه موجب حليت مى شود مقدم است;
٢. قياسى كه موجب فساد عبادت مى گردد، بر قياسى كه موجب جواز مى شود مقدم است;
٣. قياسى كه از لحاظ تأثير از ديگرى قوى تر مى باشد، مقدم است;
٤. قياسى كه موجب بقاى واجب مى شود، بر قياسى كه مسقط حقوق حق تعالى مى باشد، مقدم است;
[٥]قياسى مثبت، بر قياس نافى مقدم است
عبدالبر، محمد زكى، تقنين اصول الفقه، ص ١١٥.
عزيز برزنجى، عبداللطيف عبدالله، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية، ج ٢، ص ٢٤٠.
تعارض قياسين
ر.ك: تعارض قياس و قياس
تعارض مجاز و اشتراك
ر.ك: تعارض اشتراك و مجاز
تعارض مجاز و اضمار
تنافى ميان دو احتمال مجاز و اضمار در يك كلام
تعارض مجاز و اضمار، عبارت است از آن كه در كلامى هم اضمار و هم مجاز احتمال داده مى شود، مانند سخن خداوند: «و اسئل القرية»١ كه احتمال دارد كلمه «اهل» در تقدير باشد; يعنى «واسئل اهل القرية» و احتمال دارد كه «قريه» به صورت مجازى به جاى «اهل قريه»، استعمال شده باشد.
در اين كه هنگام تعارض اضمار و مجاز كدام يك بر ديگرى ترجيح دارد، ميان اصولى ها سه نظر وجود دارد:
١. «فخر رازى»، «قاضى زكريا»، «بيضاوى»، «صفى هندى» و برخى از عالمان شيعه، به عدم ترجيح هر يك از مجاز و اضمار بر ديگرى معتقدند;
٢. بعضى ديگر از عالمان شيعه اضمار را بر مجاز مقدم مى دارند;
[٣]بيشتر اصولى ها مجاز را بر اضمار ترجيح مى دهند
[١]يوسف (١٢)، آيه ٨٢
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ٩٣.
عزيز برزنجى، عبداللطيف عبدالله، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية، ج ٢، ص (١١٠-١٠٩).
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ٧٦.
تعارض مجاز و تخصيص
تنافى ميان دو احتمال مجاز و تخصيص در يك كلام
تعارض مجاز و تخصيص، عبارت است از آن كه در كلامى هم مجاز و هم تخصيص احتمال داده شود و امر بين يكى از آن دو داير باشد; براى مثال، جمله «لا يجب اكرام الطوال» با جمله «اكرم زيد الطويل» در ظاهر با هم تنافى دارند و حل تنافى يا به اين است كه جمله دوم مخصص جمله اول قرار داده شود (احتمال تخصيص) و يا اين كه در جمله دوم، «اكرم» بر استحباب حمل گردد.
عده اى از اصولى ها به ترجيح مجاز بر تخصيص معتقد هستند، ولى نظر مشهور اين است كه تخصيص بر مجاز، تقدم و ترجيح دارد.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص (٨٩-٨٨).
عزيز برزنجى، عبداللطيف عبدالله، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية، ج ٢، ص (١٠٤-١٠٣).
علامه حلى، حسن بن يوسف، مبادى الوصول الى علم الاصول، ص ٧٧.
تعارض مجاز و نقل
ر.ك: تعارض نقل و مجاز
تعارض مدلول مطابقى و التزامى
تنافى مدلول مطابقى يك دليل با مدلول التزامى دليل ديگر
تعارض مدلول مطابقى و التزامى، به معناى تنافى ميان مدلول مطابقى دليلى و مدلول التزامى دليل ديگر است، مانند: تعارض مدلول مطابقى سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله) : «من اصبح جنبا فلا صيام له»، با مدلول التزامى آيه: (أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ)١ كه مدلول مطابقى آن جواز آميزش با همسر در شب هاى ماه رمضان است، كه اين جواز، تمام اجزاى شب، حتى جزء آخر آن را هم شامل مى شود و لازمه جواز نزديكى كردن با همسر در جزء آخر شب، جواز ورود شخص با حالت جنابت در روز ماه رمضان است.
دلالت مطابقى دليل اول، روز كردن روزه دار را با حالت جنابت