فرهنگ نامه اصول فقه - مرکز اطلاعات و منابع اسلامی - الصفحة ١٨٧ - ١٥٧٥ ١٥٨٧ ١٥٧٨ ١٥٩٣ ١٦٠٥ ١٥٧٥ ١٦٠٤ ١٦٠٤ ١٦٠١ ١٥٩٢ ١٥٨٣ ١٥٨٥ ١٦٠٥ ١٥٩٣ ١٦٠٦ ١٥٧٥ ١٦٠٩ ١٦٠٨ ١٥٧٥ ١٥٨١ ١٥٨٣      
استعمال لفظ در معانى حقيقى و مجازى
به كار گيرى لفظ در معانى حقيقى و مجازيِ آن به طور مستقل
استعمال لفظ در معانى حقيقى و مجازى، از اقسام استعمال لفظ در معانى متعدد است و به معناى اطلاق لفظ و اراده معناى حقيقى و مجازى آن به طور مستقل مى باشد، مثل اين كه گفته شود: «رأيت اسدا في الحمام» و از آن، حيوان درنده و فرد شجاع اراده شود.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ١٤٥.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٢، ص ٤٣٩.
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ١، ص (٢٢٧-٢٢٦).
محقق حلى، جعفر بن حسن، معارج الاصول، ص ٥٠.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٥٧.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ١، ص ٢١٠.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ج ١، ص ٣٦.
صاحب معالم، حسن بن زين الدين، معالم الدين و ملاذ المجتهدين، ص (٤٥-٤٢).
استعمال لفظ در معانى متعدد
اطلاق لفظ و اراده معانى متعددِ مستقل
استعمال لفظ در معانى متعدد، عبارت است از اطلاق لفظ و اراده بيش از يك معناى مستقل از آن، مثل اين كه گفته شود: «رأيت عينا» و از آن معناى چشم و چشمه به طور مستقل و جداگانه اراده گردد. اين در حكم اين است كه يك بار گفته شود: «رأيت عينا باكية» و بار ديگر گفته شود: «رأيت عينا نابعة».
در جواز استعمال لفظ در معانى متعدد، ميان اصولى ها اختلاف است:
١. برخى، از جمله مرحوم «آخوند خراسانى»، «محقق نايينى» و «مظفر»، آن را مطلقا جايز نمى دانند;
٢. برخى ديگر، هم چون مرحوم «خويى»، آن را مطلقا جايز مى دانند;
٣. عده اى، ميان كلام منفى و مثبت تفصيل داده و استعمال را در كلام منفى جايز و در كلام مثبت غير جايز دانسته اند;
[٤]برخى نيز ميان مفرد، تثنيه و جمع تفصيل داده و استعمال را در تثنيه و جمع جايز و در مفرد غير جايز شمرده اند
نكته:
استعمال لفظ در معانى متعدد اعم از اين است كه لفظ مشترك، در معانى حقيقى، يا در معانى مجازى و يا در معناى حقيقى و مجازى به كار رود[١]
[١]مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ١٤٥
محقق حلى، جعفر بن حسن، معارج الاصول، ص ٥٠.
فاضل لنكرانى، محمد، سيرى كامل در اصول فقه، ج ٢، ص (٤٦٢-٤٣٩).
فاضل لنكرانى، محمد، كفاية الاصول، ج ١، ص ٢٢٦.
سيستانى، على، الرافد فى علم الاصول، ص ٢٢.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص (٢٤-٢٣).
آخوند خراسانى، محمد كاظم بن حسين، كفاية الاصول، ص ٥٣.
خويى، ابوالقاسم، محاضرات فى اصول الفقه، ج ١، ص ٢٠٦.
خمينى، روح الله، مناهج الوصول الى علم الاصول، ج ١، ص ١٨٦.
مشكينى، على، تحرير المعالم، ص ٣٦.
حكيم، محمد سعيد، المحكم فى اصول الفقه، ج ١، ص ١٤٠.
استعمال لفظ در معانى مجازى
اطلاق لفظ و اراده معانى مجازيِ مستقل
استعمال لفظ در معانى مجازى، از اقسام استعمال لفظ در معانى متعدد مى باشد و عبارت است از اطلاق لفظ و اراده بيش از يك معنا از معانى مجازى آن به طور مستقل، مثل اين كه گفته شود: «رأيت اسدا في الحمام» و از آن، هم شجاعت فرد و هم بدبويى دهان او اراده شود، كه اين دو صفت در شير درنده وجود دارد و هر دو نيز معناى مجازى مى باشد.
اسنوى، عبد الرحيم بن حسن، التمهيد فى تخريج الفروع على الاصول، ص ١٨١.
اصفهانى، محمد حسين، الفصول الغروية فى الاصول الفقهية، ص ٥٨.
ميرزاى قمى، ابوالقاسم بن محمد حسن، قوانين الاصول، ص ٣٦.
مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج ١، ص ٣٩.
مكارم شيرازى، ناصر، انوار الاصول، ج ١، ص ١٤٦.
استعمال لفظ در معنا
اطلاق لفظ و اراده معناى آن
استعمال لفظ در معنا، مقابل استعمال لفظ در لفظ بوده و به معناى بكار بردن لفظ و اراده معناى آن مى باشد، مانند: اطلاق لفظ «اسد» و اراده حيوان درنده خاص.
نكته:
اصل در استعمال، استعمال لفظ در معنا مى باشد و استعمال لفظ در لفظ، نياز به قرينه دارد.
نائينى، محمد حسين، اجود التقريرات، ج ١، ص ٢٦.
مجاهد، محمد بن على، مفاتيح الاصول، ص ٧٨.
نصيرالدين طوسى، محمد بن محمد، المحصل، ج ١، ص ١١٣.
استعمال لفظ در معناى واحد
اطلاق لفظ و اراده معناى واحد
استعمال لفظ در معناى واحد، به معناى اطلاق لفظ و اراده يك معنا، از آن است، چه اين كه لفظ، داراى معناى ديگرى نيز باشد - مانند لفظ مشترك - و چه اين كه معناى ديگرى نداشته باشد.
نكته:
اصل اولى در استعمال، استعمال لفظ در معناى واحد است، مگر اين كه قرينه اى بر خلاف آن باشد.
مظفر، محمد رضا، المنطق، ص ٣٩