کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢ - ذكر ثالثة الشمس و القمر بنت خير البشر ام الائمة الغرر البتول العذرا فاطمة الزهرا صلوات الله و سلامه عليها
ابن عباس روايت كند كه من از پيغمبر ٦ پرسيدم از كلماتى كه آدم (ع) تلقى نمود بآن و توبه او قبول شد كدام بود؟ فرمود: اين بود كه آدم گفت: بحق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين آنكه توبه مرا بپذيرى توبه را از او قبول فرمود.
روايت كند از جعفر بن محمد (ع) كه زنى بود از جن كه او را عفرا ميگفتند بخدمت رسول اللَّه ٦ مىآمد و كلام آن حضرت را استماع كرده ميرفت و صلحاى جنيان بر دست او مسلمان ميشدند، چند گاهى نزد آن حضرت نيامد، پيغمبر او را از جبرئيل سؤال كرد گفت: او را خواهريست براى رضاى الهى بزيارت او رفته، آن حضرت فرمود: خوشا حال آن جماعت كه از براى خداى بزيارت دوستان روند كه حق سبحانه و تعالى در بهشت عمودى را آفريده از ياقوت حمرا كه هفتاد هزار قصر بر او قايم است و در هر قصرى هفتاد هزار غرفه، حق جل و علا آن را خلق از براى آن جماعت كرده كه از براى خداى تعالى بزيارت يك ديگر روند، پس ناگاه عفراء آمد آن حضرت پرسيد كه كجا بودى؟ گفت: بزيارت خواهرم رفته بودم، فرمود كه: طوبى جماعتى كه در راه خداى تعالى يك ديگر را ميپرسند و زيارت ميكنند، أى عفرا هيچ چيزى در اين سفرت ديدى؛ گفت: عجايبى بسيار ديدم و از همه عجبتر آنكه ابليس را ديدم در درياى أخضر بر سنك سفيدى كه آنجا بود نشسته و دستهاى خود را بسوى آسمان برداشته و ميگويد:
الهى هر گاه كه سوگند خود را راست سازى و مرا بجهنم فرستى من درميخواهم از تو كه بحق محمد و على و فاطمه و حسن و حسين كه مرا از آن عقوبت خلاصى دهى و مرا با ايشان حشر كنى، من گفتم: اى حارث اين چه نامها است كه بآن دعا ميكنى؟ گفت من اين نامها را بر ساق عرش ديده بودم پيش از آنكه حق تعالى آدم را خلق كند بهفت هزار سال پس دانستم كه ايشان گرامىترين مردمانند نزد حق تعالى