ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - آيا مى توان براى قدرتپرستان سلطه گر اثبات كرد كه عشق تسلط برجانهاى آدميان ، با عشق به سركشيدن پيالهء زهر مساوى است
مترفين ( خودكامگان در استفاده از قدرت مالى ) بودهاند آياتى كه با بيانات گوناگون دستور به رام كردن قدرتهاى مقامى و مالى مى دهد فراوان است و مسلم است كه رام كردن قدرت بدون آگاهى مردم به هويت و ارزش و كاربرد قدرت و همچنين بدون تصفيهء روانى و اخلاقى كسانى كه وسايل اجراى قدرت در اختيار آنان قرار مى گيرد امكان ناپذير است آيا مى توان براى قدرتپرستان سلطه گر اثبات كرد كه عشق تسلط برجانهاى آدميان ، با عشق به سركشيدن پيالهء زهر مساوى است آيا اين بيت را از مولانا جلال الدين شنيدهايد كه مى گويد :
< شعر > هر كه را مردم سجودى ميكنند زهرها در جان او مى آكند < / شعر > آيا اين عبارات زير را از امه سه زر خواندهايد « نخست بايد ديد كه استعمار چطور خود استعمارگر را از تمدنبرى و او را به معناى دقيق كلمه حيوان ميكند و واپس مى برد . همهء غرايز نهانى : طمع ، خشونت و نفرتنژادى و تفسير يك جانبهء اخلاقى را در او بيدار ميكند . بايد نشان داد كه هروقت كه در ويتنام سرى بريده مى شود ، يا چشمى سوراخ مى گردد و در فرانسه آنرا تحمل ميكنند ، هر وقت دختر بچه اى را بىناموس ميكنند و در فرانسه چيزى نمى گويند ، هر وقت يك ماداگاسكارى را شكنجه مى دهند و در فرانسه آنرا زير سبيلى رد ميكنند ، يك تجربهء » تمدن « تمام قد خودنمايى ميكند ، يك واپسگرايى جهانى انجام مى شود . و در آخر تمام اين پيمانهاى شكسته و تمام دروغهاى گفته شده و تمام لشكركشىهاى تحمل شده و تمام اسيران زنجير شده و » بازپرسى « شده ، تمام ميهنپرستان شكنجه ديده ، در انتهاى اين غرور نژادى به جوش آمده و خودستايى تو ذوق زننده ، زهر است كه به رگهاى اروپا ريخته مى شود و قارهء اروپا را به نحوى آهسته ، اما بطور يقين ، به سوى توحش ميراند . » [١]
[١] گفتارى در باب استعمار امه سه زر ترجمه آقاى منوچهر هزارخانى ص ١٦