ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧ - تفسيرى در بارهء شهادت و شهيدان از ديدگاه قرآن
به اين جان ، تعدى بر من است .
تعدى بر من آسيبى بر من نمى زند ، بلكه خسارتى به خويشتن وارد مى سازد كه قابل جبران نيست . شهيد انسانى است كه به اين تعهد احترام گذاشته و وفا كرده و رهسپار منزلگه نهائى خود گذشته است .
و هو لباس التّقوى و دِرْعُ اللَّه الحصينة و جنّته الْوثيقة ( جهاد لباس تقوى و زره محكم الهى و سپر با اطمينان او است ) نبرد در راه حيات معقول حافظ تقوى است
نبرد در راه حيات معقول حافظ تقوى است دو عامل اساسى همواره در كمين آسيبزدن و مختل نمودن حيات آدميان نشسته ، در انتظار فرصتاند :
عامل يكم - جريانات عوامل و نيروهاى عالم طبيعت است
عامل يكم - جريانات عوامل و نيروهاى عالم طبيعت است باضافهء احتياج موجوديت آدمى در ادامهء زندگى به جبران ضايعههاى بدنى و استهلاك تدريجى اجزاى آن . براى مقاومت در مقابل عوامل و نيروهاى مزاحم طبيعت و همچنين براى نگهدارى كالبد مادى از ضايع شدن و تهيهء وسائل خوراك و پوشاك و مسكن ، يك جهاد مستمر لازم است كه ادامهء زندگى امكانپذير بوده باشد ، اين مجاهدت و تلاش يكى از ضرورتهاى اصيل پديدهء حيات است .
حيات آدمى يك ليوان شربت نيست كه از يك چشمه سارى پر كنند و آن را سربكشند . حيات حقيقى آن است كه دائماً در حال به وجود آمدن و به وجود - آوردن باشد ، در غير اين صورت بار سنگينى است بر دوش انسان . براى توضيح اين مسئله يك مثال روشنى را مى آوريم : تصور فرمائيد يك انسان تشنه در بيابانى دور از آباديها ، براى بدست آوردن آب آشاميدنى همهء پيرامون خود را مى نگرد ، چيزى نمى بيند ، از هر طرفى به پهنهء بيابان مى نگرد ، باز چيزى نمى بيند ، مى رود روى تپهها ، بلكه از بالاى آنها چشمش به آب