ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - تفسيرى در بارهء شهادت و شهيدان از ديدگاه قرآن
آنانكه در راه خدا كشته شدهاند ، مردگانى هستند ، بلكه آنان زندگانى هستند كه در نزد پروردگارشان بهره مند مى گردند . شهيدان راه حق به آن فضلى كه خداوند به آنان عنايت كرده است خوشحالند . اين كشته شدگان راه حق آنان را كه در دنبال آنان در حركتند و هنوز نرسيدهاند ، بشارت مى دهند كه ترس و اندوهى بر آنان نيست . نعمت و فضل الهى را به آنان بشارت مى دهند و اين كه خداوند پاداش مردم با ايمان را تباه نمى سازد .
كسانى از مردم با ايمان كه كار نيكو كرده و تقوا ورزيدهاند و زخمى بر آنان وارد شده است ، پاداش بزرگى دارند . ) ( مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا الله عَلَيْه فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَه وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ) [١] ( از مردم با ايمان مردانى هستند كه تعهد الهى را ايفاء نمودند ، گروهى از آنان راه ابديت را پيش گرفت و دسته اى ديگر منتظر حركت در اين راهند ، آنان هيچ حقيقتى را تبديل و تغيير ندادند ) با نظر به آيات پيشين و جملهء « قضى نحبه » كه حركت سريع و حركت جدى براى ايفاى تعهد است ، يك مسئلهء بسيار مهم استفاده مى شود كه توجه به آن بتنهائى مى تواند مقام والاى شهادت را توضيح بدهد . مسئله اينست كه شهادت در راه خدا ايفاى تعهدى است كه اولاد آدم با خدا بسته است .
اين تعهد مى گويد : جان را كه من بتو دادهام ، نبايد در راه شهوات و هوى و هوسهاى حيوانى تباه بسازى . اين جان را در راه مقام پرستى و خودكامگى نبايد از ارزش بيندازى . تو حق معاملهء جان را با هيچ موضوع دلخواه خود ندارى . اين جان كه امانتى از من در نزد تست ، نبايد اسباب سوختن جانهاى ديگر انسانها را فراهم كند . اين جان نبايد در حال ركود و خمودى رو به فنا برود ، بلكه بايستى هر روز آينده اش از روز گذشته اش ، رشد يافته تر بوده باشد . اين جان از آن من است و بايستى به سوى من برگردد . تعدى و تجاوز
[١] الاحزاب آيه ٢٣