ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - آيا مى توانيد موقعيت خود را توصيف كنيد
كه بعنوان محتواى سخنانتان ابراز مى كنيد ، با خويشتن تطبيق نماييد ، گفتار خود را تكذيب خواهيد كرد ، چگونه از من توقع داريد كه تصديقش كنم < شعر > غاض الوفاء و فاض الغدر و انفرجت مسافة الخلف بين القول و العمل < / شعر > طغرائى ( وفا به عهد و پيمان فروكش كرده و از بين رفته و حيله گرى بجريان افتاده است . اختلاف ميان گفتار و كردار مسافتى بس طولانى ميان آن دو بوجود آورده است ) .
ديگر به كمك و يارى شما طمعى ندارم . آيا از شما يارى بطلبم مگر رابطهء شما با من ، رابطهء راهرو با رهبر است مگر هدف شما با هدف من يكى است مگر ما كاروانيان يك منزلگهيم كه از يك مسير حركت كنيم و در خارستانها و سنگلاخهاى آن دست يكديگر را بگيريم من ديگر شما را بعنوان نيروئى مبارز در برابر دشمن به حساب نمى آورم .
٢٣ ، ٢٤ ، ٢٥ - ما بالكم ما دوائكم ما طبّكم القوم رجال امثالكم ( چه شده بر شما چيست دواى دردهايتان چيست راه معالجهء بيماريهايتان دشمن هم مردانى مانند شمايند ) آيا مى توانيد موقعيت خود را توصيف كنيد آيا خاصيت اساسى زندگى دفاع از آن نيست آيا زور بازو نداريد ، يا فرمانده شما نمى داند طعم حيات چيست و شما را رهسپار ميدان كارزار ميكند من كه نمى خواهم با كشيدن پوست يك دانه جو از دهان مورچه اى به زندگى آن لطمه وارد بسازم اگر چه همهء دنيا را بمن بدهند ، ارزش حيات شما را نمى دانم آيا من شما را فرزندان آدم ( ع ) خليفة اللَّه در روى زمين نمى دانم هر چه فكر ميكنم ، كمترين دليلى براى اين سستى و مسامحه كه به