ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٩ - اگر حق براى فرد يا جامعه اى سودى نبخشد باطل تباهش خواهد ساخت
حق هر نقطه از اين جريان ، عبارتست از قانون واقعى آن نقطه از نظر طبيعت مادى و روحى فردى و تشكل اجتماعى و باطل در هر نقطه از جريان مزبور انحراف از آن قانون واقعى است . اگر شما توانستيد در تمام جريان زندگى نقطه اى بدون قانون مخصوص بخود پيدا كنيد ، آن وقت مى توانيد ادعا كنيد كه : حق و باطل ساختهء ذهن آدمى است با اين بيان ، مضمون جملهء امير المؤمنين عليه السلام چنين مى شود : كسى كه موجوديت خود را چنان رها كرده است ، كه اهميتى به حق نمى دهد و براى نظم بنيادين زندگى خود ، از حق برخوردار نمى گردد ، براى زندگى خود قانونى سراغ ندارد و چون براى زندگى خود قانونى سراغ ندارد ، نظم بنيادين زندگى او مختل است ، چنين شخصى هر حركتى را انجام بدهد و با هر انگيزه اى زندگى خود را بجريان بيندازد ، باطل بوده و قطعاً به ضرر او تمام خواهد گشت .
با همين ملاك و ضابطه اى كه حق و باطل را تفسير نموديم ، هدايت و ضلالت نيز قابل تفسير است .
٢٥ ، ٢٦ - الا و انّكم قد امرتم بالظَّعن و دللتم على الزّاد ( آگاه باشيد ، شما به كوچ از اين دنيا مأموريد و به اندوختن زاد و توشه [ براى اين سفر بس طولانى ] راهنمائى شدهايد ) .
همهء اجزاء و قوانين عالم هستى فرياد مى زنند : برويد و در اين مسير زاد و توشه اى براى وصول به سرنوشت نهائى همراه داشته باشيد ما انسانها در اقيانوس هستى چونان كشتى نشينانيم كه دو نوع حركت داريم : نوع يكم - حركتى است كه با اراده و فعاليت كشتيبان در راه بردن كشتى بوجود آمده ، مسيرى را كه رانندهء كشتى در نظر گرفته است ، مى پيمائيم .
اين همان حركت عمومى است كه از ذرهء ناچيز گرفته تا كيهان بزرگ تحت