ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٤ - آرزوهاى ما چونان قشر باريكى از نفت است كه روى آب شعله ور باشد
دست آدمى خالى از عمل ميباشد . پس در اين زندگانى كه عمده عامل محرك آن ، اميدها و آرزوها است ، خرد حكم ميكند كه آنها را با اعمال صالحه عينى تحقق ببخشد . در اين هنگام اعمال مفيد انجام داده و مرگى كه به سراغش خواهد آمد ضررى به او نمى رساند . و بالعكس ، كسى كه در روزگار اميدها و آرزوها كوتاهى كند ، و نتواند آنها را براساس خرد و وجدان تنظيم نموده و در عمل از آنها بهره بردارى نمايد ، عملش خسارتبار و مرگش ضرربار خواهد بود .
١٨ ، ١٩ - الا فاعملوا فى الرّغبة كما تعملون فى الرّهبة ( هشيار باشيد ، در هنگام خوشى و رغبت چنان عمل كنيد كه در موقع ترس و وحشت عمل مى كنيد . ) عمل در روزگار خوشى و عمل در روزگار ناخوشى
عمل در روزگار خوشى و عمل در روزگار ناخوشى در آن هنگام كه آدمى در خوشىها و لذايذ غوطه ور است ، توجهى به عظمت تعهد و تكليف و وابستگى به خدا و محاسبهء اعمالى كه انجام مى دهد ، ندارد . گوئى در موقع اشتغال سطوح روان آدمى با خوشىها و لذايذ ، تفكر و تعقل از كار مى فتد و گمان مى برد آنچه كه « بايد بشود » همان است كه وى در آن غوطه ور است . ولى در آن هنگام كه روزگار درد و ناخوشى مى رسد ، مضطرب و مشوش مى گردد و رو به خدا مى برد و خود را به تعهد و تكليف وابسته مى بيند . اين پديدهء احمقانه باعث شده است كه بعضى از متفكران گفتهاند كه :
گرايشهاى دينى معلول ترس و ناتوانى و احساس درماندگى است
گرايشهاى دينى معلول ترس و ناتوانى و احساس درماندگى است وقتى كه از راسل مى پرسند : « علت اين كه در طى قرون ، بشر آن چنانكه پيدا است ، خواستار مذهب بوده است ، چيست » چنين پاسخ مى دهد « من اصولا فكر ميكنم كه علت اين خواستارى ترس بوده است ، چون بشر خود