ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٣ - آرزوهاى ما چونان قشر باريكى از نفت است كه روى آب شعله ور باشد
توصيهء نهائى براى من خواند . از اعماق دلش چنان لا اله الا الله گفت كه هنوز وقتى بيادش مى فتم ، مى لرزم . ١١ ، ١٢ ، ١٣ ، ١٤ ، ١٥ ، ١٦ ، ١٧ - الا و إنّكم فى ايّام امل من ورائه اجل ، فمن عمل فى ايّام امله قبل حضور اجله فقد نفعه عمله و لم يضرره اجله و من قصّر فى ايّام امله قبل حضور اجله فقد خسر عمله و ضرّه اجله ( هشيار باشيد ، شما در اين زندگانى ، روزگار آرزو مى گذرانيد كه اجل را به دنبال دارد . كسى كه در روزگار آرزو و پيش از آنكه اجلش فرا رسد عمل نمايد ، عمل براى او سودمند خواهد بود و مرگى كه به سراغش آمده است ، ضررى بر او وارد نخواهد ساخت و آن كس كه در روزگار آرزويش پيش از آنكه اجلش فرا رسد ، تقصير نمايد ، عملش خسارت بار و مرگى كه به سراغش مى آيد ، بضررش تمام خواهد گشت . ) آرزوهاى ما چونان قشر باريكى از نفت است كه روى آب شعله ور باشد در بارهء پديدهء آرزو ، انسانشناسان و اخلاقيون مطالب قابل توجه فراوانى گفتهاند . آنچه كه به محتويات جملات امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبه مربوط است . اينست كه اين زندگانى طبيعى كه هر كسى چند روزى كم و بيش از آن برخوردار است ، مانند آن دريا است كه امواجش آرزوها و اميدها و خواستهها و ارادهها و اشتياقها است و جاى ترديد نيست كه براى بوجود آمدن اين امواج چه به نتيجه برسند و چه به نتيجه نرسند ، نيروها صرف مى شود و زندگى مستهلك مى گردد و در هر حال پايان همهء آنها مرگ است .
اگر اين اميدها و آرزوها مفيد بحال زندگى مادى و معنوى بوده باشند مقدمه اى براى عمل مثبت خواهند بود و اگر بىاساس و بىفايده بوده و معلول خيالات پا در هوا باشند ، هم نيروهاى مغزى و روانى مستهلك شده است و هم