تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦٣٩ - مسافت و زمان مانند دو پا براى پيادگان است ، نه براى كسانى كه در ما فوق مكان و زمان حركت مى كنند
تفسير ابيات
توضيح
مزبوره از افق بالاتر از خود آنها صادر مى گردد .
بنا بر اين روان يا روح آدمى كه فرمانده مغز با آن فعاليتهاى فوق كيفيات وكميات وزمان ومكان است ، به طريق اولى قدرت جهشهاى فوق زمانى ومكانى وكيفى وكمى دارد ، ممكن است بگويند : اگر در انسان چنين قدرتى وجود دارد ، چرا براى عموم قابل درك وهضم نيست ؟ پاسخ شما روشن است ، زيرا واقعيات فراوانى در دانش وهنر وفلسفه وجود دارد كه براى عموم قابل درك وهضم نيست ، اين معنى دليل آن نمى شود كه ما خود را به خفاش بودن بزنيم وهر كس كه دم از ديدن آفتاب مى زند ، به باد فحش وانتقاد بدهيم بايد به دنبال واقعيت برويم تا واقعيت را از زير پرده ها بيرون بكشيم ، هيچ رياضى دانى در تاريخ ديده نشده وپس از اين هم به وجود نخواهد آمد كه در خانه خود بنشيند ومشغول آسايش وعيش ونوش شود ، ناگهان مغز او توانايى حل پيچيده ترين معادلات رياضى را پيدا كند .
به قول جلال الدين در ديوان شمس تبريزى :
پنبه برون كن ز گوش عقل وبصر را مپوش كان صنم حله پوش سوى بصر مى رود نان ودف وچنگ را از پى گوشى زنند نقش جهان جانب نقش نگر مى رود
بنا بر اين اگر گفته شود : انسان رشد يافته در يك لحظه عالم هستى را در هم مى نوردد ، فورا به ساعت وطلوع وغروب آفتاب ونظم منظومهء شمسى وكهكشان مراجعه مكن .
تفسير ابيات توضيح - در مجلدات تفسير ونقد وتحليل گذشته ، در باره اشتباه جلال الدين در بيان كردن مثلهاى زشت ومستهجن مباحثى را مطرح كردهايم وروشن شده است كه جلال الدين بدان جهت كه يك مربى والا مقام اسلامى است ، نه يك هنرمند بىمهار