تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٦١٥ - باز گشتن نمامان از حجرهء اياز به سوى شاه توبره تهى و خجل همچون بد گمانان در حق انبيا عليهم السلام در وقت ظهور برائت و پاكى ايشان كه
باز گشتن نمامان از حجرهء اياز به سوى شاه توبره تهى وخجل همچون بد گمانان در حق انبيا عليهم السلام در وقت ظهور برائت وپاكى ايشان كه « يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوه وتَسْوَدُّ وُجُوه ٣ : ١٠٦ » وقوله « تَرَى اَلَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى الله وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ » ٣٩ : ٦٠ »
((٢٠٧٩)) باز گرديدند سوى شهريار پر ز گرد وروى زرد وشرمسار
((٢٠٨٠)) قاصداً شه گفت اين احوال چيست كه بغلتان از زر وهميان تهيست
((٢٠٨١)) ور نهان كرديد دينار وتسو فرّ شادى در رخ ورخسار كو
((٢٠٨٢)) گر چه پنهان بيخ هر بيخ آور است برگ سيماهم وجوهم اخضر است
((٢٠٨٣)) آن چه خورد آن بيخ ازهر زهر وقند نك منادى مى كند شاخ بلند
((٢٠٨٤)) بيخ گرچه بىبر از ميوه تهيست برگ سبزش بر شجر از بهر چيست
((٢٠٨٥)) بر زبان بيخ گل مهرى نهد شاخ دست وپا گواهى مى دهد
((٢٠٨٦)) آن اميران جمله در عذر آمدند همچو سايه پيش مه ساجد شدند
((٢٠٨٧)) عذر آن گرمى ولاف ما ومن پيش شه رفتند با تيغ وكفن
((٢٠٨٨)) از خجالت جمله انگشتان گزان هر يكى مى گفت كاى شاه جهان
((٢٠٨٩)) گر بريزى خون حلالستت حلال ور ببخشى هست انعام ونوال
((٢٠٩٠)) كردهايم آنها كه از ما مى سزيد تا چه فرمايى تو اى شاه مجيد
((٢٠٩١)) گر ببخشى جرم ما اى دل فروز شب شبىها كرده باشد روز روز
((٢٠٩٢)) گر ببخشى يافت نوميدى گشاد ور نه صد چون ما فداى شاه باد
((٢٠٩٣)) گفت شه نى اين نواز واين گداز من نخواهم كرد ، هست اين از اياز
آيه « يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوه وتَسْوَدُّ وُجُوه فَأَمَّا اَلَّذِينَ اِسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمانِكُمْ فَذُوقُوا اَلْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ ٣ : ١٠٦ » (١)
(١) سوره آل عمران ، آيهء ١٠٦ . .