تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٧ - ديوانگى سه روزه در سر هر ماه يعنى چه ؟
انسانى وناشايست بودن پستى بر او وچشيدن طعم عظمت وپستى ، حيات خود وديگران را در متن تكاپوى دو ضد مزبور ( عظمت وپستى ) در مى يابند .
وچون عظمت را مى خواهند وپستى را ضد آن مى دانند ، با مبارزه در راه تحصيل عظمت ومنفى ساختن پستى ، روح آنان از صيقلى وكمال والايى برخوردار مى شود ، اين صيقلى وكمال كه پايانى ندارد ، بر خود انسان مطرح مى شود ، نه از آن جهت كه به خويشتن ببالد ، بلكه از آن جهت كه نقاط مسير او روشنتر وحقارت هر چه كه جز روح است براى او قابل مشاهده مى شود ، درك عظمت ومزيت وحياتى بودن آن براى نوع انسان ، كه بىنهايت يا طعم وبوى بىنهايت دارد ، با ناچيز بودن وسيلهء درك عظمت كه رويهء طبيعى مغز وقلب است ، به همان نتيجه منجر مى شود كه جلال الدين در بيت مورد تحليل مى گويد :
((١٨٨٦)) اين قدر هم گر نگويم اى سند شيشهء دل از ضعيفى بشكند
هم چنين است درك سقوط انسان در پستىها ، درك اين سقوط بقدرى تلخ ودردناك است كه درك كننده را به انفجار روحى وادار ومجبورش مى كند كه حد اقل مقدارى از آن را براى تقليل فشار وارد بر مغز وعقل كه بىچاره اش مى سازد ، باز گو كند .
((١٨٨٨)) من سر هر ماه سه روز اى صنم بىگمان بايد كه ديوانه شوم
((١٨٨٩)) بين كه امروز اول سه روزه است روز پيروزى است نى پيروزه است
ديوانگى سه روزه در سر هر ماه يعنى چه ؟
آن چه كه از ما قبل وما بعد دو بيت فوق بر مى آيد ، اين است كه مقصود از جنون سه روزه در سر هر ماه همان انقلاب روانى است كه معلول درك حقايق وعظمتها ، مخصوصاً دريافت عظمت الهى است .