تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٦٣ - آيا براى عظمت آدمى حدى معين وجود دارد ؟
وگاندى . هم فرعون ونمرود ديدهاند ، هم موسى وابراهيم عليه السلام هم با ابن ملجم رو به رو شدهاند ، هم با على بن ابى طالب عليه السلام . . . حاصل مشاهدات اين جويندگان حيرت انگيز بوده است ، زيرا نه براى سقوط انسان در پستىها مرز مشخصى ديدهاند ونه براى اعتلا ورشد او كرانه جلال الدين مى گويد :
از ملك هم بايدم جستن ز جو كل شىء هالك الا وجهه بار ديگر از ملك پرّان شوم آن چه آن در وهم نايد آن شوم
مضمون دو بيت فوق را در نمط نهم از اشارات ابن سينا هم مى توان دريافت . به هر حال آن چه كه مسلم است اين است كه سقوط وعظمت آدمى حد معينى ندارد مادامى كه متصديان رهبرى اجتماعات انسان را تنها از ديدگاه لزوم همزيستى مطرح مى كنند وهمين مقدار مى خواهند كه انسان دست بهم داده مواد معيشت خود را از طبيعت در آورند وكنار يكديگر زندگى مسالمت آميز داشته باشند .
گروه ديگر از اين قانون سازان واجرا كنندگان به اضافهء هدف گيرى زندگانى بىمزاحمت ، روياى عدالت اجتماعى را هم مى بينند ومى گويند : تمام كوششها در راه به وجود آوردن عدالت اجتماعى مبذول مى شود ، البته چنانكه اشاره كرديم ، تصميم وكوشش تا امروز از عالم رويا تجاوز نكرده است زيرا در فاصلهء عالم روياى مزبور وعمل عينى خارجى سد پولادين ارزش كار قرار گرفته است كه ديناميت وكلنگ وآتم هيدروژن مغز آدميان توانايى شكستن آن سد عجيب را نداشته است .
ما فرض مى كنيم كه روزى فرا خواهد رسيد واين سد غير قابل شكست ، به دست همين آدميان متلاشى خواهد شد . وعدالت اجتماعى برقرار خواهد گشت ، مى دانيد در آن موقع وبا آن پيروزى اعجاز آميز تازه به كجا رسيدهايم ؟ تازه ما توانستهايم مانند سرپرست نوازندگان اركستر ، هر يك از اعضاى اركستر را به جاى خود بنشانيم ومحفل را مطابق آرمان منظور بياراييم .
بسيار خوب ، آهنگى را كه اين مجمع مى خواهد بنوازد چيست ؟ آن چه كه امروزه در متمدنترين كشورها مى بينيم ، با اين كه مشكلات زيادى از مسائل