تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٦ - اساسىترين عامل شكست خوردن انسانيت در دوران ما به شوخى گرفتن و بىاعتنايى به موضوع تعهد است
در تمدن محاسبه نشدهء دوران ما صدها بلكه هزاران الكسيس كارلها از متمدنترين كشورها ويا از گوشه وكنار سر بر آوردند وفرياد زدند كه نگذاريد انسان مسخ شود وبه نابودى سقوط كند ، به خود زندگى هم برسيد ، ولى فراوانى عوامل تباه كنندهء زندگى نگذاشت صداى انسانى اين مردم به گوش جوامع برسد .
در نتيجه تمام مكاتب اجتماعى واصلاحى يكى پس از ديگرى در قلمرو ايده ئولوژيكى از پاى در آمدند وهر يك از آن مكاتب كه از قدرت بيشتر ومجريان جدىتر برخوردار بود ، گر چه رسميت خود را از دست نداد ، ولى از نظر عقيدتى امروز هيچ يك از آن مكاتب توانايى متعهد ساختن جوامع خود را دارا نمى باشد .
زيرا اكثريت قريب به اتفاق افراد جوامع با نظر به عملى نشدن وعده هايى كه در گذشته داده شده بود وهرگز جامه ءى عمل نپوشيد وپس از گذشتن يك يا چند نسل جملهء « آينده است كه حقيقت وتمام مشكلات اين مكتب را حل وفصل خواهد كرد » دست نخورده ماند وبراى اكثر افراد اين قانون كلى ثابت شد كه « انشاء الله آينده درست خواهد كرد » از نخستين اجتماعى كه روى زمين تشكيل شده تا اجتماعات نيمه دوم قرن بيستم واز اين قرن هم گذشته تا هزاران قرن ديگر ( اگر انسان در روى زمين بماند ) تسليتى است كه همهء مكاتب به اربابان وپيروان خود بايد بدهد تا با چنان آيندهء كيميايى مس وجود امروزشان را طلا بسازند ، لذا موضوع تعهد واقعى براى اين اكثريت خواب وخيالى پيش نخواهد برد .
مگر اين كه بگوييم : پيشتازان اين قدرت را دارند كه نسل آينده را چناناز نسل گذشته ببرند وجدا كنند كه نسل گذشته در نظرشان سنگ ونسل آينده فرشته تلقى شود واصول وقوانين مستند به متن حيات انسانها كه حد اقل پنجاه هزار سال است كه يك نواختى عجيبى از خود نشان مى دهد از بين برود ، يعنى حيات ديگرى شروع شود كه براى خود اصول وقوانين مخصوص داشته باشد از آن جمله مثلًا - ١ - من مى خواهم تبديل مى شود به شما مى خواهيد ٢ - شما مى خواهيد تبديل مى شود به من مى خواهم