تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٢٥ - اساسىترين عامل شكست خوردن انسانيت در دوران ما به شوخى گرفتن و بىاعتنايى به موضوع تعهد است
در راه انسان به بالاى چوبهء دار برود يا خود را در اعماق آب غرق كند ، به شرط آن كه انسانهايى كه در راهشان زندگى را وداع مى گويد ، در بالاى چوبهء دار يا موقع انداختن خود به اعماق آب تماشايش كنند وتقديسش نمايند واشكى چند بر رخسارشان فرو ريزند البته آنجا كه موضوع خود طبيعى مطرح است ، انعطاف مزبور جزء ذات آن است ، تعهد يعنى چه ؟ آيا هيچ ديدهايد كه حيات طبيعى در حال اعتدال فتوا به نيستى خود بدهد ؟ تعهد يعنى دست وپاى خود طبيعى را بستن وآن را در اختيار خود ايده آل قرار دادن .
اساسىترين عامل شكست خوردن انسانيت در دوران ما به شوخى گرفتن وبىاعتنايى به موضوع تعهد است جوامع بشريت از جويندگان خلاق تمدنهاى باستانى توقعات پيش برد وپيشرفت همه جانبه داشتند ، آنان به اضافهء اين كه مى خواستند چرخ واهرم ونيروهاى گوناگون محرك اكتشاف كنند ، اين مطلب را ضمنا مى خواستند كه هستى آنان به خوبى تفسير شود ، اگر چه مى توان گفت تمدنهاى باستانى توقعات مزبور را به قول وايتهد آگاهانه وهشيارانه مورد توجه قرار نمى دادند ، ولى به هر حال اين موضوعات براى آنان جدى تلقى شده بود كه مى خواهند زندگى كنند وهمهء فرآورده هاى مغزى نوابغ خود را هم براى زندگى مى خواستند .
اين امر از طرف اديان كاملًا تاييد مى گشت كه زندگى نبايد قربانى وسايل زندگى گردد .
اگر هم گروه فراوانى از افراد بشرى در هر دوران ميان خود زندگى ووسائل زندگى تشخيص وتميز قائل نبودند ، با اين حال دوشادوش همين افراد گروه فراوانى وجود داشتند كه مى گفتند زندگى هدف ، باقى وسيله ، ووسيله قربانى هدف است نه هدف قربانى وسيله