تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠٨ - سبب عداوت عام و بىگانه زيستن ايشان با اوليا كه به حقشان مى خوانند و به آب حيات ابدى مى كشانند
اين اراده وتصميم كه مرحلهء ما قبل تعهد است ممكن است طبيعى بوده باشد مانند تعهدهاى معمولى كه ميان افراد با همديگر در مسائل اقتصادى وحقوقى واخلاقى صورت مى گيرد وممكن است كه اين اراده وتصميم به طور طبيعى نبوده واجبارا بر شخص تعهد كننده تحميل شده باشد مانند تعهدى كه يك بازرگان ورشكسته در بارهء كيفيت عمل بازرگانى خود مى دهد كه بتواند از آن راه ديون خود را بپردازد .
ولى اين اجبار بايستى جنبهء قانونى داشته باشد ، مانند موادى كه مقامات رسمى تصفيه اجراء مى كنند . در تعهد الهى كه آيات قرآنى آن را گوشزد مى كند هر دو مرحله بوسيله ى قل سليم ووجدان پاك آدميان تحقق پيدا مى كند يعنى انسان با دو وسيلهء مزبور در مى يابد كه در اين زندگانى نمى تواند مانند چارپايان يله ورها زندگى كند ، او با نظر به احساس وظيفهء عالى ماوراى قوانين طبيعى كه خواه ناخواه به او تحميل شدهاند ، تعهد خود را به طور روشن در مى يابد ، مخصوصاً با توجه با هدف كلى زندگى كه مسلماً ما فوق هدفهاى جزئى ونسبى حيات طبيعى انسانى است .
اگر آدمى اين تعهد را نپذيرد ، امكان ندارد كه هدف زندگى خود را درك كند وبه تحصيل آن موفق شود .
اين جمله نظير آن است كه امير المؤمنين عليه السلام مى فرمايد :
ان لم تعلم من اين جئت لم تعلم الى اين تذهب ( اگر ندانى از كجا آمدهاى ، نخواهى دانست كه به كجا مى روى ) اگر يك انسان نتواند اصل تعهد را در زندگانى خويش قبول كند ، مانند اين است كه نمى داند از كجا آمده است .
اين نكته هم پوشيده نماند كه احساس سود وزيان در مرحلهء يكم تعهد الهى مانند سود وزيان تعهدهاى قرار دادى نيست كه صرفا براى سود مالى يا شخصيت اعتبارى مى باشد ، بلكه مقصود بىهودگى هستى در صورت عدم وفا به تعهد الهى وفلسفه داشتن هستى در صورت وفا به تعهد مزبور است .
واما دو مرحلهء بعد از تعهد به قرار ذيل است :