تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٠ - هر اندازه كه رشد روانى يك فرد بيشتر است ، از ظواهر سخنان و رويدادها عبور كرده بيشتر به حقيقت سخن و رويداد آشنا مى شود ، يكى از نتايج بسيار مهم اين نفوذ عقلى كشف واقعيات جدى از شوخىها است
بياورد ودر آن مجمع به سخن مرد عاقل تطبيق نمايد .
٦ - شرايط ذهنى وموقعيت افراد مجمع اجازه نمى داد كه سخن آن عاقل قابل هضم بوده باشد .
٧ - صدور يك سخن غير قابل فهم يا سخنى كه اساسى براى آن ديده نشده است از يك مرد عاقل موجب تعجب كم وبيش گشته وتطبيق مزبور آن را به صورت شوخى در آورده ويا باحتمال پر معنى بودن سخن عاقل ، تطبيق مزبور كه ناشى از اهانت وسخريه ويا اعتقاد راستين بوده است ، به صورت شوخى تلقى شده است . اگر در واحدهاى فوق دقت كافى به عمل بياوريم ، خواهيم ديد هيچ يك از آن واحدها فى حد نفسه غير واقع را واقع ويا واقع را غير واقع ننموده است ، بلكه مجموعهء آن واحدها در آن موقعيت خاص به عنوان نقض يك يا چند اصل مورد قبول ، شوخى را به وجود آورده است ، چنانكه بينيم نقض يك يا چند اصل خود نيز بوسيله اصل وقاعدهاى انجام گرفته است ، مثلًا تعجب افراد آن مجمع اگر چه با نظر به حقيقت داشتن سخن مرد عاقل بىمورد است ولى با نظر به جهل آن افراد به حقيقتى كه سخن مزبور در برداشته است مطابق اصل وقانون مى باشد .
هم چنين تشبيه سخن مرد عاقل به سخن ديوانهاى كه واقعا نظرش را گفته ويا با نظر به اختلال مغزى ديوانه ممكن است چنان سخنى را بگويد ، امرى است داراى واقعيت .
تطبيق دو سخن به يكديگر به انگيزگى صدق يا اهانت نيز امرى است داراى حقيقت .
آن چه كه پديدهء مزبور را به شكل شوخى در آورده است عدم انتظار سخن ديوانه از مرد عاقلى است كه مقيد به حفظ شخصيت عقلانى خويش است .
بنا بر اين به قول جلال الدين هر هزل وشوخى هم از نظر تجزيه به واحدهاى اوليه ، وهم از نظر نتايجى كه به دنبال دارد وهم چنين با نظر به قراين وهدف گيرىهاى ممكن ، بهرهاى از واقعيت جدى دارد .