تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٩١ - ٨ - اتحاد حواس چيست ؟ و دگرگونى تكاملى يا غير تكاملى در حواس چگونه شروع مى شود ؟
مفروض است لمس مى كند ، عطرهاى متنوع گلها ورياحين نيز بهمراه همان مناظر وارد حوزهء لامسه مى شود . . . اين لمس عضوى نيست ، بلكه همان لمس است كه به قول فولكيه : با عواطف وساير احساسات مربوط مى گردد .
آهنگ مفروض به منزلهء هستهء روييده در درون مى باشد كه مقتضيات مختلف حواس پنجگانه آبياريش مى كنند وفوتونهاى نور را به آن مى تابانند يك استدلال ديگر براى اثبات وحدت حواس در منشأ درونى وجود دارد كه متفكر مزبور ، تا حدى آن را بيان مى كند : - « بدون شك بين معلومات حواس مختلف تفاوت اساسى وجود دارد ، مثلًا بين صدا ومزه چه اشتراكى وجود دارد ؟ الف - با وجود اين ، معلومات حواس يك نوع دخالتى در يكديگر دارند واحساسهاى مختلف بر اثر شباهت خود مى توانند شكل واحدى را به خاطر آورند كه به وسيلهء كلمهء واحدى مجسم مى گردد .
١ - مثلًا براى مجسم ساختن مفهوم بصرى از معلومات ساير حواس كمك مى جويند براى نشان دادن كيفيت رنگ از حس لامسه مانند « سبز ملايم » يا قرمز ملايم وبراى مجسم كردن چگونگى يك تابلو از حس ذائقه مانند جمله « تابلوى با مزه » يا تصوير بىمزه . به علاوه اصطلاح اشباع رنگها از حس گرسنگى كمك مى گيرد .
٢ - هم چنين براى مشخص ساختن اصوات از باصره استعانت مى طلبيم : مانند صداى روشن وتاريك . از حس حرارت كمك مى جوييم : صداى گرم وخنك از حس لامسه استمداد مى كنيم : صداى سخت ، ملايم ، گيرنده ، نافذ واز حس ذائقه نيز كمك مى طلبيم : صداى تلخ ، شيرين .
اگر ما مطالعات خود را خارج از زبان متعارفى بسط دهيم به تشبيهات واستعاراتى بر مى خوريم كه بيشتر تصنعى هستند وليكن اغلب صحيح مى باشند .
ب - اما حس باصره بر ساير حواس تفوق دارد واغلب مفهومهاى حواس نزد شخص بالغ به شكل بصرى هستند .