تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٩ - تفسير ابيات
قصهء محبوس شدن آن آهو بچه در آخور خران و طعنهء آن خران بر آن غريب گاه به جنگ و گاه به تمسخر و مبتلى گشتن او به كاه خشك كه غذاى او نيست ، و اين صفت بندهء خاص خداست ميان اهل دنيا و اهل هوا و شهوت كه الاسلام بدا غريباً و سيعود كما بدا غريباً فطوبى للغرباء
آيه
قصهء محبوس شدن آن آهو بچه در آخور خران وطعنهء آن خران بر آن غريب گاه به جنگ وگاه به تمسخر ومبتلى گشتن او به كاه خشك كه غذاى او نيست ، واين صفت بندهء خاص خداست ميان اهل دنيا واهل هوا وشهوت كه الاسلام بدا غريباً وسيعود كما بدا غريباً فطوبى للغرباء
((٨٣٣)) آهوئى را كرد صيادى شكار اندر آخور كردش آن بىزينهار
((٨٣٤)) در ميان آخور پر از خران حبس آهو كرد چون استمگران
((٨٣٥)) آهو از وحشت به هر سو مى گريخت او به پيش آن خران شب كاه ريخت
((٨٣٦)) از مجاعت واشتها هر گاو وخر كاه مى خوردند هم چون نيشكر
((٨٣٧)) گاه آهو مى رميد از سو به سو گه ز دود وگرد كه مى تافت رو
((٨٣٨)) هر كه را با ضدّ خود بگذاشتند آن عقوبت را چو مرگ انگاشتند
((٨٣٩)) تا سليمان گفت آن هدهد اگر هجر را عذرى نگويد معتبر
((٨٤٠)) بكشمش يا خود دهم او را عذاب يك عذاب سخت بيرون از حساب
((٨٤١)) هان كدام است آن عذاب اى معتمد در قفص بودن به غير جنس خود
((٨٤٢)) زين بدن اندر عذابى اى بشر مرغ روحت بسته با جنس دگر
((٨٤٣)) روح باز است وطبايع زاغها دارد از زاغان تن بس داغها
((٨٤٤)) او بمانده در ميانشان زار زار هم چو بو بكرى به شهر سبزوار
آيه « وتَفَقَّدَ اَلطَّيْرَ فَقالَ ما لِيَ لا أَرَى اَلْهُدْهُدَ أَمْ كانَ مِنَ اَلْغائِبِينَ . لأُعَذِّبَنَّه عَذاباً شَدِيداً أَوْ لأَذْبَحَنَّه أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبينٍ ٢٧ : ٢٠ - ٢١ » (١) حضرت سليمان عليه السلام ( پرنده را جستجو كرد وگفت : چه شده است كه هدهد را نمى بينم ، يا اين كه جزو غيبت كنندگان است . او را عذاب سختى خواهم كرد ، يا سرش را خواهم بريد ويا اين كه دليل آشكارى براى غيبتش بياورد . )
(١) سوره النمل ، آيهء ٢٠ و ٢١ . .