تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - خود و خود خواهى
يا قانون گذاران خردمند ومجريان با اخلاص ، به اصول وضابطه هاى شايستهء آن شرايط آگاه گشته ومى توانسته است زندگانى قابل تفسير وتوجيه داشته ، محروميتهاى مادى ومعنوى وآلام گوناگونى را كه اوراق تاريخش را سياه كرده است ، آن اندازه تقليل بدهد كه حد اقل فلسفه هاى بد بينى وياسهاى دردناك كه در چهرهء افسردهء ادبيات جهانى به خوبى نمايان است ، به وجود نيايد .
مى توان به جرئت اين ادعا را عرضه كرد كه بشر قربانى نداشتن قانون شايسته نيست ، انسان تباه شدهء جهل مطلق در باره بايستگىها نيست ، بلكه بشر قربانى خود وخود خواهى بقدرى افراط گرى در پيش گرفته است كه حتى حاضر نمى شود در موقع محاسبهء عوامل افسردگى چهرهء تابناك انسان ، موضوع خود وخود خواهى را وارد محاسبه نمايد .
مثل اين همه قوانين لازم وشايسته كه به انسان داراى خود خواهى عرضه وپياده مى شود ، مثل يك ساختمان فوق العادهء عالى است كه براى به وجود آمدنش صدها مسائل رياضى وهندسى وهزاران انرژىهاى عضلانى ومغزى مصرف شده واز نظر ملاحظات هوايى وفيزيكى وسائلى در مواد ومصالح آن ساختمان بكار رفته ، با تمام شكوه وعظمت روى كوه آتشفشانى بنا نهاده شده است كه نه تنها فكرى براى مهار كردن آن در مغز ايجاد كنندگان آن ساختمان خطور نمى كند ، بلكه اصلًا كارى با شناخت موجوديت آن كوه آتش فشان ندارند شگفت آورتر اين است كه وقتى كه بعضى از هوشياران ساكنين آن ساختمان از موجوديت وبىمهار بودن آن آتشفشان وفراوانى تلفاتش ، اظهار نگرانى مى كنند ، سرخوشان ( هدونيست ) ها آنان را به موهوم پرستى متهم مى سازند .
اين پيكر سترگ انسانى دو نوع درد رنج آور دارد :
يك - دردهاى جسمانى كه از قديمترين تواريخ در صدد برطرف كردن وكاهش دادن آن است ودر اين راه به موفقيتهاى بسيار چشمگير نايل شده است .