تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٣ - لابه كردن قبطى سبطى را كه يك سبو به نيت خويش از نيل پر كن و بر لب من نه تا من بخورم به حق دوستى و برادرى سبويى كه شما سبطيان بهر خود پر مى كنيد از نيل آب صافى است و سبو كه ما قبطان پر مى كنيم خون صاف است
آيه
اين هم يك حماقت ديگر كه قرآن ، آن كلام خدا كه براى حقيقت يابى فرستاده شده است ، وسيلهاى براى تخدير و برطرف كردن وسوسه و اندوه ها به كار برده مى شود
آيه « وإِنْ تَدْعُوهُمْ إِلَى اَلْهُدى لا يَسْمَعُوا وتَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وهُمْ لا يُبْصِرُونَ ٧ : ١٩٨ » . [١] ( واگر آنان را به سوى هدايت دعوت كنى نمى شنوند وآنان را مى بينى كه به تو مى نگرند ولى نمى بينند . )
((٣٤٦٦)) خويشتن مشغول كردن از ملال باشدش قصد از كلام ذو الجلال
((٣٤٦٧)) كاتش وسواس را وغصه را زان سخن بنشاند وسازد دوا
((٣٤٦٨)) بهر اين مقدار آتش شاندن آب پاك وبول يكسان شد به فن
((٣٤٦٩)) آتش وسواس را اين بول وآب هر دو بنشانند هم چون خمر وخواب
اين هم يك حماقت ديگر كه قرآن ، آن كلام خدا كه براى حقيقت يابى فرستاده شده است ، وسيلهاى براى تخدير وبرطرف كردن وسوسه واندوه ها به كار برده مى شود يكى از پرده هاى ضخيمى كه بروى دين ومنابع وشئون آن افتاده ومردم را از اين حقيقت حيات بخش محروم ساخته است ، همين نكته است كه جلال الدين متذكر مى شود . مى گويند : قرآن وبه طور كلى دين ساخته آلام وناگوارىهايى است كه دامن گير افراد انسانى است ، خشونت وتلخى رويدادهاى زندگانى دايماً انسانها را در اندوه ووسوسه واضطراب وترس غوطه ور مى سازد ، وقتى كه بشر در مقابل اين خشونت وتلخىها به ناتوانى خود پى مى برد ، به وسائل گوناگونى پناه مى برد ، مانند عوامل تخدير مادى از افيون گرفته تا موسيقى واز آراستن وپيراستن موضوعات
[١] سوره الاعراف ، آيهء ١٩٨ . .