تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٤٨ - تفسير ابيات
بايد براى رسيدن دايه مهربان ، گريه سر داد . مگر تو نمى دانى كه دايهء دايگان شير رايگان وبدون گريه نخواهد داد . خداى آفرينندهء دايگان فرموده است : فليبكوا كثيرا ، باشد كه شير فضل كرد كار به سوى شما سرازير شود . ستون قوام بخش دنيا با دو رشته مستحكم شده است گريهء ابر وسوز آفتاب . زيرا :
((١٣٩)) گر نبودى سوز مهر واشك ابر كى شدى اجسام ما زفت وسطبر
((١٤٠)) كى بدى معمور اين هر چهار فصل گر نبودى اين تف واين گريه اصل
خورشيد خرد را همواره شعله ور ساز ، ديدگانت را چونان ابر بهارى اشك افروز بدار . مانند كودك خردسال چشم گريانى براى تو لازم است ، از نانى كه بىاشك چشم است اندك بخور ، كه اين نان آبروى ترا خواهد برد . هنگامى كه كالبد مادى آدمى روز وشب در برگ ونوا فرو رود ، شاخه هاى درخت طوباى جانش در خزان وبرگ ريزى افسرده مى گردد . اين را بدان كه :
((١٤٥)) برگ تن بىبرگى جان است زود زين ببايد كاستن وآن را فزود
اين كه خداى هستى مى فرمايد : به من قرضى بدهيد ، يعنى قرض از برگ تن ، باشد كه در پاداش اين وام الهى در سرزمين دل شما چمنها برويد ، اگر تو از اين لقمه هاى مادى بدن قرضى به خدا بدهى آن حقايق كه هرگز چشمى آنها را نديده است ، چهره بر تو خواهد نمود . اگر اين بدن آدمى از سرگين خالى شود از گوهرهاى مجلل وبا شكوه الهى مالامال خواهد گشت . آن گاه اين همه پليدىها كه سراسر وجودش را فرا گرفته است ، مطابق فرمان الهى پاك گشته واز طهارتى كه در قرآن اطلاع داده است برخوردارش خواهد ساخت ، شيطان آدميزاده را مى ترساند كه مبادا دست از هوا وهوس بردارى ، زيرا مغبون وپشيمان خواهى گشت ، اين را بخور ، داروى مزاج تست . آن را بياشام سود وعلاج تو در آن است اين شيطان حيله هاى قانونى هم بكار مى برد وبه آدميزاد تعليم مى كند ، كه اين بدن مركب تست ، به آن چه كه عادت كرده است نائلش بساز ، زيرا راه راستش همان است . اگر از عادات خود دست بردارى وجود خود را مختل مى سازى وصدها بيمارى در مغز ودل تو به وجود مى آيد وبه طور