فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٢٠٧٦ - ن
فعل منهى عنه را بذهنش خطور داده باشد آن را ترك نمايد و يا اينكه آن عمل بنفسه و با قطع نظر از نهى شارع اصولا مورد نفرت و مخالفت طبع وى بوده و بهمين جهت از آن اجتناب ورزيده باشد.
و بالاخره وى در همه اين حالات عرفا غير عاصى شناخته ميشود.
پس در عمل بمفاد نهى تصميم مكلف و كف نفس وى شرط وقوع امتثال نيست و بلكه مجرد ترك فعل كافى است خواه اين ترك مبتنى بر تصميم و كف نفس باشد و يا بدون تصميم و توجه و التفات صورت بگيرد.
ولى بعضىها با اين نظر مخالفت نموده و گفتهاند كه ترك فعل صرفا و بدون اينكه مبتنى بر تصميم و اراده باشد براى تحقق امتثال و عمل بمفاد نهى كافى نيست و بلكه مطلوب بالنهى همانا خوددارى مكلف و كف نفس وى از ارتكاب بعمل منهى عنه ميباشد- زيرا عنوان ترك الفعل من حيث هو يك مفهوم وجودى نيست تا نفى و اثباتش در اختيار مكلف بوده و شايستگى قبول تكليف را داشته باشد بلكه مفهوما امر عدمى و نفى محض است كه از زمان پيش و قبل از اينكه تكليف بر آن تعلق گيرد بخودى خود حاصل بوده است و بهمين جهت نمىتواند متعلق تكليف واقع شود چه آنكه الزام مكلف بر تحصيل آن، الزام بر تحصيل فعل و تكليف بر ما لا يطاق ميباشد.
و به تعبير ديگر: چون حكم فعل از جمله احكام خمسه ميباشد لذا مانند ساير احكام فقط به مقدورات تعلق ميگيرد و چون نفى فعل بخودى خود و بدون دخالت مكلف قبلا حاصل بوده است لذا تحصيل مجدد آن مقدور نمىباشد و بهمين جهت حكم نهى نيز نمىتواند بر آن تعلق بگيرد.
ولى اين استدلال صحيح نيست زيرا بر فرض تسليم باين كه تحصيل نفس نفى الفعل از قدرت مكلف خارج باشد ولى ابقاء و افنايش بطور قطع در اختيار مكلف است چه آنكه مكلف ميتواند با عدم تقرب بعمل منهى عنه آن را ابقاء نموده و يا با ارتكاب بعمل مزبور بقاء و دوام آن را قطع كند- بنا بر اين چون بقاء و زوال نفى الفعل مقدور ميباشد لذا تعلق حكم بر آن بلا مانع خواهد بود.
مقتضاى نهى منع مكلف از بجا آوردن فعل منهى عنه و تقرب بدان ميباشد و اين معنى تحقق پيدا نمىكند مگر آنكه مكلف براى هميشه و على الدوام از بجا آوردن آن اجتناب ورزد و الا در هر برهه از زمان كه بارتكاب آن مبادرت كند بر خلاف مقتضاى نهى عمل كرده و عرفا عاصى و در نظر عقلاء مستحق توبيخ شمرده ميشود- پس صيغه نهى مفيد دوام و تكرار است.
ولى بعضىها آن را بين مره و تكرار مشترك دانستهاند (با اشتراك معنوى) و استدلال آنها اين است كه صيغه مزبوره اگر منحصرا مفيد دوام باشد لازم مىآيد كه هرگز و در هيچ موردى از آن منفك نگردد و حال آنكه در بعضى از موارد بطور قطع از آن منفك شده و به وقت دون وقت دلالت نموده است- كما اينكه نهى شارع از اتيان صوم و صلاة نسبت به