فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ١٦٦٨ - م
كليه و عقول عرضيهاند بترتيب كه مبادى مفارقه هم ناميدهاند (اسفار ج ١ ص ٦١- شفا ج ٢ ص ٦١٢).
مَبادىِ عامَّه
- (اصطلاح فلسفى) مراد همان مبادى افعال است.
رجوع شود به مبادى افعال.
مَبادىِ عَقْليَّه
- (اصطلاح فلسفى) مراد عقول مجردهاند (از رسائل صدرا ص ١٥٦).
مَبادِى عُلوم
- (اصطلاح فلسفى و منطقى) مبادى علم قضايائى بود كه براهين آن علم مؤلف از آن قضايا باشد و در آن علم بآن قضايا برهان نگويند يا از جهت وضوح و يا از جهت آنكه قضايا مسائل علمى ديگر بود عاليتر يا نازلتر از آن در مرتبت (از اساس الاقتباس ص ٣٩٣).
مبادى علم را مقدمات موضوعه خوانند و آن يا بنفس خود بين بود يا نبود و اول از اوليات و مجربات و امثال آن باشد كه اصول متعارفه و قضايائى كه قبول آنها واجب است نامند و مبادى علم مطلق ازين صنف بود و دوم آنچه بنفسه بين نبود يا چنان بود كه نفس متعلم در بدايت بآسانى آن را اعتقاد كند اعتقاد ظنى يا تقليدى يا چنان نبود اول را اصول موضوعه خوانند و دوم را مصادرات (از اساس الاقتباس ص ٣٩٥).
مَبادىِ قَريبَه
- (اصطلاح فلسفى، منطقى) مراد هيولى و صورت است كه جزء مقوم شىءاند (شفا ج ١ ص ٢٢).
مَبادىِ قِياسِ بُرهانى
- (اصطلاح فلسفى، منطقى) مبادى قياس برهانى عبارتاند از محسوسات، مجربات متواترات، اوليات، حدسيات و فطريات (از اساس الاقتباس ص ٣٤٥).
مَبادىِ قِياس جَدَلى
- (اصطلاح فلسفى منطقى) مبادى جدل عبارتند از مشهورات، مسلمات كه وضعيات خوانند مصادرات و اصول موضوعه و مقبولات خصم.
(از اساس الاقتباس ص ٣٦٧).
مَبادىِ قياسِ خِطابى
- (اصطلاح فلسفى منطقى) مبادى خطابه عبارتند از مشهورات، مظنونات و مقبولات عامه (از اساس الاقتباس ص ٣٤٨).
مَبادِى قِياس شِعْرى
- (اصطلاح فلسفى منطقى) مبادى شعر عبارت است از مخيلات (از اساس الاقتباس ص ٣٤٨).
مَبادىِ قِياسِ مُغالِطى
- (اصطلاح فلسفى منطقى) مبادى مغالطه عبارتند از وهميات.
مشبهات و مشهوريات (از اساس الاقتباس ص ٣٤٦).
مَبادىِ مُفارَقَة
- (اصطلاح فلسفى، منطقى) رجوع بمبادى عقليه (و تهافت التهافت ص ١٨) شود.
مُبارات
- (اصطلاح فقهى) و اصل آن مفارقت بود كه مانند خلع است در شرايط و احكام و امتياز آن با خلع اولا، در مبارات كراهت از دو طرف است بنا بر اين در خلع زن بايد بذل كند و در مبارات زن تنها بايد مهر خود را بذل كند چون اختلاف دو طرفى است و ثانيا در مبارات بعد از صيغه مبارات بلا فاصله طلاق هم جارى ميشود و صيغه مبارات «بارأتك على كذا فانت طالق» است