فرهنگ معارف اسلامى - سجادی، جعفر - الصفحة ٥٩١ - ت
است. صدرا نوعى از تناسخ را كه انتقال نفوس ناطقه باشد در نشأت ديگر بابدانى كه مناسب با ملكات نفسانى آنها در دنيا است قبول دارد و در حقيقت آن ابدان است كه خود در نشأت دنياوى ساخته شده از مجموع ملكات فاضله و يا رذيله است نه آنكه ابدان ديگرى باشد و اما انواع ديگر تناسخ را مردود ميداند.
در تناسخ از عقايد صابئيان و سريانيان اخوان الصفا عقايدى نقل كردهاند كه آنان را عقيده بر اين است كه هر صنفى از اصناف خلق و خوى انسانى در نوعى يا انواعى از حيوانات موجود است كه در هنگام نقل نفوس رعايت تناسب خواهد شد از جمله شجاعت در شير و بىباكى در گرگ و حيله در روباه و حرص در خنزير و سلامت در الاغ و ذلت در شتر و سهو در وزغ و لجاجت در مگس و ولع در ميمون. و ظلم در مار و سرقت در عقعق و ربودن در باز و بيتابى در خرگوش و فراموشى در طاوس و حيله در كلاغ و نسيان در موش و احتكار در مورچه ...
(از رساله ناموسيات ص ٣٣٣).
صدر الدين گويد:
«فالتناسخ بمعنى انتقال النفس من بدن عنصرى او طبيعى الى بدن آخر منفصل عن الاول محال سواء كان فى النزول انسانيا كان و هو النسخ او حيوانيا و هو المسخ او نباتيا و هو الفسخ او جماديا و هو الرسخ او فى الصعود و هو بالعكس من الذى ذكر ناه و ان كان الى جرم فلكى كما ذهب اليه بعض العلماء ...
و اما تحويل النفس من نشأة الطبيعية الدنياوية الى نشأة الاخروية و صيرورتها بحسب ملكاتها و احوالها مصورة بصوره اخرويه حيوانية او غيرها حسنة و بهيئة نوريه او قبيحة ردية فليس ذلك مخالفا للتحقيق بل هو امر ثابت بالبرهان».
(اسفار ج ٤ ص ٩٨، ١٨٠، ٩٦- مبدأ و معاد ص ١٣٧، ٢٣٥- ش ص ٤٧٦- ٤٧٧- تهافت التهافت ص ١٧٧، ٢٧٥- دستور ج ١ ص ٣٥٤- زاد المسافرين ص ٤١٣- ٤٢٢- كشف المراد ص ١٠٠)
تَناسُخيَّه
- يعنى كسانى كه قائل بتناسخاند.
(اسفار ج ٤ ص ١٣٨) در نزد عرفا مذهب تناسخ آنست كه ايشان ميگويند: كه ارواح انسان لطيفهايست از عالم قدس و او را طهارت و كمال ذاتيست و بالقوه حاصل است و آمدن بدين جهان از جهت ظهور آن كمالات بالقوه است و هر روحى كه او كمال خود حاصل كرد، او را عروج واقع شد و بقاى ابدى يافت و اگر حاصل نكرد ازين بدن ببدن ديگر متعلق مىشود و همين طور تا آن زمان كه كمال مقصود آن حاصل شود و اين مذهب باطل است.
تناسخ زان سبب شد كفر باطل
كه آن از تنگ چشمى گشت حاصل